تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
دوردست‌هاى يمايه ، به نام « عقرباء » « 1 » روى داد و به فرار مسيلمه و يارانش انجاميد . مسلمانان آنان را دنبال كردند و دو گروه ، دوباره درگير شدند و اين بار بود كه مسيلمه و ده هزار از يارانش كشته شدند ، همانگونه كه بسيارى از بزرگان و سرشناسان و قاريان قرآن - به گزارشى 70 ، به گزارشى نزديك به 500 و به گزارش 700 كس - شهيد گشتند . بدين سبب ، جايى كه اين جنگ در آن روى داد « حديقة الموت » ( باغ مرگ ) و روز رويداد آن « يوم اليمامه » نام گرفت . « 2 » به دنبال اين رويداد بود كه عمر بن خطّاب احساس خطر كرد ، خطرى بزرگ كه اندكى از آن در يمامه دندان نموده بود و تكرار آن مىتوانست همهء حافظان قرآن را به چنان سرنوشتى دچار كند ، حافظانى كه گواهان راستينى بر درستى و استوارى نوشته‌هاى قرآن بودند ، نوشته‌هايى كه در نوشت‌افزارهايى چون پوست ، كاغذ ، سنگ ، چوب ، استخوان و . . . پراكنده و پاشان بودند و هنوز به صورت كتابى مكتوب جمع و جور نشده بودند ، مگر در حافظهء حافظانى از صحابه كه آن را در زمان رسول خدا ( ص ) به سينه سپرده بودند ، و اينك جنگ يمامه ، دست به درو كردن آنها گشوده بود . « 3 » و چنين شد كه به گزارش صحيح بخارى از زيد بن ثابت ، عمر نزد ابوبكر آمد [ و از فاجعهء شهادت حافظان قرآن در يمامه ، با او سخن راند ] و گفت : من بيمناكم كه تكرار چنين حوادثى در جاهاى ديگر ، دست ما را از حافظان قرآن كوتاه كند و با مرگ آنها ، بخش‌هاى بسيارى از قرآن از دست برود ؛ و براى پيشگيرى از چنين رويداد نامباركى ، پيشنهاد كرد تا ابوبكر به گردآورى قرآن فرمان دهد . ابوبكر ، نخست در پذيرش اين پيشنهاد ، دودلى مىكرد كه مبادا كارى كند كه پيامبر ( ص ) نكرده است ، اما ، ديرى نكشيد كه خداوند ، اين كار را در چشم و دل او پسنديده نمود . پس ابوبكر براى انجام دادن آن ، زيد بن ثابت را فرا خواند و بدين كار گمارد . زيد نيز در آغاز همچون ابوبكر ، در دودلى بود . هم از اين‌رو كه مبادا كارى كند پيامبر ( ص )
هامش
( 1 ) . دربارهء « عقرباء » بنگريد به : ياقوت ، البلدان ، 4 / 135 ؛ ابو عبيد بكرى ، 3 / 95 ؛ حربى ، المناسك ، 616 كه آن را در جاى شهر جبيليهء كنونى در كنارهء وادى حنيفه ، دانسته است ؛ نيز بسنجيد با : ابن بلهنيد ، صحيح الاخبار ، 1 / 196 ، 2 / 169 ، 5 / 93 . ( 2 ) . ياقوت ، 2 / 232 ، 4 / 442 ؛ مسعودى ، مروج الذّهب ، 2 / 303 ؛ تاريخ ابن خلدون ، 2 / 74 - 76 ؛ ابن بلهنيد ، صحيح الاخبار ، 1 / 196 ؛ ابن اثير ، 2 / 360 - 367 ؛ تاريخ طبرى ، 3 / 281 - 301 ؛ الاتقان ، 1 / 59 ؛ تفسير قرطبى ، 1 / 50 ؛ ابن كثير ، فضائل القرآن ، 15 - 17 ؛ الصديق ابوبكر ، 152 - 168 . ( 3 ) . عبدالصبور شاهين ، تاريخ القرآن ، 102 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 19 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو