آيههاى هر سوره ، به گونهاى مرتب در يك جا كنار هم باشند ، تا نوشتن آيههاى نو نزول - كه پيامبر ( ص ) خود مىفرمود آنها را در كدام سوره و كنار كدام آيه بنويسند - بر آنها آسانتر باشد . « 1 »
8 . گزارشى از ابن عباس گوياى اين كه در ماه رمضان از آغاز تا پايان ، هر شب ، جبرئيل نزد پيامبر ( ص ) مىآمد و پيامبر ( ص ) قرآن را بر او مىخواند ( عرضه مىكرد ) . « 2 » اين نكته در گزارشى از حضرت فاطمه ( س ) نيز چنين آمده است : « پيامبر ( ص ) پنهانى به من گفت : جبرئيل هر سال يك بار قرآن را با من مقابله و همخوانى مىكرد ، ولى امسال دوبار اين كار را كرد و اين نشانهء پايان زندگى من است » . « 3 »
9 . گزارش اسلام آوردن عمر [ كه كوتاه شدهء آن چنين است ] : روزى مردى نزد او زبان به شكوه و گلايه گشود ، از اينكه دين جديد ، ميان مردم مكه ، پراكندگى و دودستگى افكنده و بسيارى از آنان را ناگزير كرده است تا به حبشه هجرت كنند . و عمر براى رهايى از اين مشكل راهى جز كشتن محمد ( ص ) نيافت - محمّدى كه به گمان آنان ميان قريشيان پراكندگى افكنده بود و دين آنان را به بدى ياد كرده بود . - از پى اين انديشه شمشير بركشيد و براى كشتن محمد ( ص ) راه افتاد . در ميان راه نعيم بن عبد الله را ديد و از او شنيد كه خواهرش ، فاطمه و شوهر خواهرش ، سعيد بن زيد بن خطّاب هر دو اسلام آورده ، دين محمّد را برگزيدهاند .
خشمناكانه و شتابان راه خانهء آنان در پيش گرفت ، و چون بدانجا رسيد كسى را ديد كه قرآن مىخواند ، نينديشيده بر آنان حملهور شد و خواهر را زخمى كرد ، اما بىدرنگ پشيمان شد و صحيفهاى را كه آنان مىخواندند و سورهء طه بر آن نوشته شده بود ، از خواهر گرفت و چون خواند ناگهان اعجاز و شكوه آن آيات كه به دينى برتر فرا مىخواند ، چنان بر جان و دل او نشست كه بىدرنگ نزد پيامبر ( ص ) رفت و به دست او اسلام آورد و دين او برگزيد . « 4 »
بىگمان اين صحيفه [ كه سورهء طه بر آن نوشته بود ] ، تنها يكى از صحيفههاى بسيارى بوده كه سورههاى ديگر قرآن بر آنها نوشته بوده و در دست مسلمانان مكه در گردش بوده است .
هامش
( 1 ) . عبدالصبور شاهين ، تاريخ قرآن ، 78 - 79 ، قاهره 1966 م .
( 2 ) . همان ، 52 ؛ صحيح بخارى ، 1 / 287 ( چاپ انتشارات بهيّه ، 1299 ه . ) .
( 3 ) . ابن كثير ، فضائل القرآن ، 44 ؛ زركشى ، البرهان ، 1 / 232 ؛ مقدمتان فى علوم القرآن ، 26 ؛ محمد عبد الله دراز ، مدخل الى القرآن الكريم ، 36 ؛ مجموع فتاوى شيخ الاسلام احمد بن تيميّه ، 13 / 395 .
( 4 ) . ابن اثير ، الكامل ، 2 / 84 - 87 ؛ ابن جوزى ، تاريخ عمر بن الخطاب ، 11 - 12 ؛ محمد حسين هيكل ، حياة محمد ، 173 - 174 .