گسترش دهند ، ابزارهاى آبيارى و كشاورزى را بهسازى كنند و كشتگاههاى گرداگرد شهر را نيكوتر سازند تا برداشت بيشترى داشته باشند . « 1 »
به هر رو ، پس از « ذمار على وتار » پسرش « سمه على بنوف » كارها را به دست گرفت .
همو كه سدّ مآرب ، بزرگترين طرح آبرسانى در سرزمينهاى عربى را انديشه و كار او دانستهاند . البته مردم مآرب پيشتر نيز در كار آبرسانى و آبيارى آگاهىها و خبرگىهايى داشتهاند ، گرچه سدهايى كه مىساختهاند همه ابتدايى و نه چندان كارساز بوده است ؛ تا اينكه كار به « سمه على ينوف » رسيد و او براى نگهدارى و بهرهبردارى از آبهاى باران و سيلاب ، سدّ « رحب » را ساخت و در شيوه و ابزار آبيارى و آبرسانى دگرگونى كارسازى پديد آورد ، و بدينگونه طرح بزرگى كه در تاريخ به نام « سدّ مآرب » زبانزد است ، آغاز شد . طرحى كه روز به روز استوارتر و استوارتر شد تا سرانجام در پايانههاى سدهء سوم ميلادى ، در روزگار « شمر يهرعش « 2 » » ، ساختار پايانى خود را به دست آورد ؛ وى شيوهء آبيارى و آبرسانى را سر و سامان بخشيد و زمينهاى گسترده و بسيارى را به زمينهاى پذيراى كشت و كار افزود . « 3 »
از سنگنوشتهء « گلازر » شمارهء 514 برمىآيد كه « سمه على ينوف » ديوارهاى سنگى ساخت و در آن دريچهاى نهاد تا آبهاى پشت آن به سدّ « رحب » بريزند و از آنجا به منطقهء « يسرن » روان شوند . منطقهاى كه چندين كانال و آبراه آبهاى خزانهء سد را بدانجا مىبردند . « 4 »
نيز آبراه ( مسيل ) « ذنه » را پشتوانه داشت ، اين آبها زمينهايى را تغذيه مىكردند كه هنوز نيز حاصلخيز و بارآورند و مىتوان با شيوههاى نوين آبيارى و آبرسانى از آنها بهرهبردارى كرد . « 5 »
در اين نيز گمانى نيست كه روزگار « سمه على ينوف » در پيوند با سدّ مآرب از مهمترين
هامش
( 1 ) . جواد على ، 2 / 280 .
( 2 ) . « شمر يهرعش » در سالهاى 270 - 310 ميلادى مىزيسته است . گرچه « وون ويسمان » نيمهء دوم فرمانروايى او را در سالهاى 285 - 291 يا 310 - 316 ميلادى دانسته است . ( فؤاد حسنين ، همان ، 395 .
نيز : )Le Museon ,1964 ، 3 - 4 ،pp. 465 - 486
( 3 ) . جواد على ، 2 / 281 . نيز :D . Nielson , Handbuch , I . p .79 .
( 4 ) . بنگريد به :H . Von Wissman and M . Hofner , Beitrage zur Historischen Geographie des Vorislamishchen Sudarabien , p .27 .
( 5 ) . جواد على ، 2 / 281 ؛ نزيه مؤيد العظم ، همان ، 88 .