تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
در نزديكى آنها پراكنده بوده است ، چون دو شهر مهم « براقش » و « معين » ، كه به گفتهء « بلينى » باغ و بيشهء بسيار داشته‌اند . امّا مهم‌ترين سدهاى كهن يمن - البته به جز سدّ بزرگ مآرب - اينهاست : سدّ قصعان ، ربوان ( سدّ قتاب ) ، شحران و طمحان ، سدّ عباد ، سدّ لجج ( سد عرايس ) ، سدّ سحر ، سدّ ذى شهال ، سدّ ذى رعين ، سدّ نقاطه ، سدّ نضار و هران ، سدّ شعبابى ، سدّ مليكى ، سدّ نواسى ، سدّ مهباد ، سدّ خانق - در صعده كه آن را نوال بن عتيك ، بندهء سيف بن ذى يزن ، ساخته بود - ، سدّ ريعان ، سدّ سيان ، سدّ شبام - در هشت فرسنگى صنعاء - سدّ دعان و . . . « 1 » سدّ ياد كردنى ديگر سدّ قتبان است كه در درّهء بيجان نزد « هجر بن حميد « 2 » » ساخته شده و بخش‌هاى گسترده‌اى از سرزمين‌هاى دولت قتبان « 3 » را سيراب مىكرده است . بر اينها بايد افزود
هامش
( 1 ) . ياقوت ، 3 / 318 ؛ جرجى زيدان ، همان ، 154 ؛ جواد على ، 7 / 212 . ( 2 ) . بنگريد به :A . Grohmann , Arabien , p .153 ؛R . Hamilton ,"Archaeological sites in the Western Aden Protectorate", GJ ,101 ، 1943 ،p. 116 ؛J . B . Philby ,"The Land of Sheba" ،GJ، 92 ،pp. 113 - 119 . ( 3 ) . دولت قتبان به گفتهء « استرابو » در بخش‌هاى غربى زيست‌گاه عرب‌هاى جنوبى ، در جنوب و جنوب غربى سبائيان بوده است و زيست‌گاهشان تا باب المندب مىرسيده است (EI، 2 ،P. 810 ) . در نوشته‌هاى عربى از قتبان چيزى يادكردنى نيامده جز اين كه نام جايى بوده است در عدن ( ياقوت ، 4 / 310 ) و نام تيره‌اى از قبيلهء رعين حمير ( تاج العروس ، 1 / 431 ) . روزگار آنان نيز به درستى دانسته نيست ، گويا از اين روى كه با معينيان و سبائيان هم‌روزگار بوده‌اند و بررسى تاريخ هر يك از اين سه دولت به بررسى تاريخ دو دولت ديگر نياز دارد . همان‌گونه كه نيازمند پژوهش‌هاى لغوى و زبان‌شناسانه نيز هست و اينها همه چيزهايى هستند كه هنوز دربارهء آنها اختلاف نظرهايى هست و از اينجاست كه مىبينيم كسانى روزگار دولت قتبان را در ميانهء سده‌هاى دهم و دوم پيش از ميلاد گفته‌اند و كسانى در ميانهء سال‌هاى 865 - 540 پيش از ميلاد ، و كسانى در ميانهء 654 و سدهء سوم پيش از ميلاد ، و كسانى ميان سدهء ششم و سال 50 پيش از ميلاد ، و كسانى ميان سال‌هاى 400 و 50 پيش از ميلاد و كسانى نيز در ميانهء سدهء چهارم و نخست پيش از ميلاد . ( بنگريد به :J . P . Philby , The Background of Islam , p .60 ؛S . Moscati , Ancient Semitic Civilizations , p .179 ؛BASOR ,119 ، 1950 ،PP. 3 - 5 ؛F . Hommel , Grunvis der Geographie und Geschichte des Altenorient , p. 139 ؛W . Phillips , Oataban and Sheba , p .222F) . اما مهم‌ترين شهرهاى قتبان يكى تمنا ( تمنه تمنع ) پاىتخت آنهاست كه در بيجان در جايى سرسبز و پرآب و درخت بوده است و از پى آتش سوزى شگفتى ويران شده است و ديگر « حريب » كه همدانى از آن ياد كرده است و به سكه‌هايى كه در آنجا زده مىشده و نام قتبان را بر خود داشته ، معروف بوده است و در پايانه‌هاى دولت قتبان پاىتخت آنان بوده است . ( بنگريد به : همدانى ، همان ، 80 ، 95 ، 135 ؛ جواد على ،