تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
دهم : گزافه‌هايى كه دربارهء موش كورها گفته‌اند كه چنگ و دندان آهنين داشته‌اند و با پاهاى خود صخره‌هايى چنان كلان و سنگين را فرو غلتانده‌اند كه پنجاه مرد از پس آن برنمىآيد ! يازدهم : شعرى كه گفته‌اند عمرو بن عامر ازدى به زبان عربى و در اوج شيوايى و رسايى سرود . آيا شعر سرودن عمرو به زبان عربى درست است يا همچون نثرهاى بسيار شيوا و رسايى كه از زبان او و همسرش ، طريفه گزارش كرده‌اند ، خرافه و گزافه است ؟ ! اى كاش كسانى كه اين گزافه‌ها را برساخته‌اند مىدانستند كه مردم يمن پيش از اسلام با زبان و گويش‌هايى جز زبان عربى قرآن سخن مىگفتند ، و اى كاش مىدانستند كه پس از آنان ، كسانى خواهند آمد كه راز « مسند » - خط عرب‌هاى جنوبى - را بازگشايند ، نوشته‌هاى آنان را بخوانند ، زبانشان را بشناسند و آشكار كنند كه زبان آنان ، اين زبان عربى نيست كه به پندار گزارشگران ، عمرو و همسرش بدان شعر و نثر گفته‌اند ، و همين دوگونگى زبانى است كه پاره‌اى از دانشمندان را واداشته تا گويش حميرى و ديگر گويش‌هاى عربى رايج در جنوب شبه جزيره را از زبان عربى بيرون شمارند و زبان عربى را به زبان قرآن و گويش‌هاى برآمده از آن ويژه سازند . از اينجاست كه به گزارش « جمحى » : از دانشمندى عرب دربارهء گويش حميرى پرسيدند و او پاسخ داد : زبان حميرىها و مردمان دوردست‌هاى يمن ، زبان ما نيست و عربيشان عربى ما نيست . « 1 » در اينجا براى روشن‌تر شدن اين دوگانگى زبانى دو نمونه مىآوريم : يكى نوشته‌اى از شمال از منذرىها - پادشاهان حيره - كه به پندار گزارشگران ، همان يمنىها بوده‌اند و پس از ويرانى سد ، همراه مالك بن فهم ازدى از آنجا به حيره كوچ كرده‌اند ، و ديگر ، نوشته‌اى از خود يمن از سدهء ششم ميلادى ، كمى بيش از 25 سال پيش از ميلاد پيامبر ( ص ) : 1 . در نخستين نمونه ، از زبان امروء القيس بن عمرو ، پادشاه حيره ( 288 - 328 م . ) مىخوانيم : « تى نفس مر القيس بر عمرو ، ملك العرب كله ، ذو اسرالتج و ملك الاسدين و نزار و ملوكهم ، و هرب محجوعكدى ، و جايز جى فى جج نجرن مدنيت شمر ، و ملك معدو و بين بنيه الشعوب و كلهن فرسو لروم ، فلم يبلغ ملك مبلغه عكدى هلك سنت 223 يوم 7 بكسول بلسعد ذو ولده « 2 » » .
هامش
( 1 ) . ابن سلام جمحى ، طبقات الشعراء ، 4 ؛ جواد على ، 1 / 15 ؛ بسنجيد با : مسعودى ، مروج الذهب ، 2 / 46 . ( 2 ) . اين سنگ‌نوشته را كه به كتيبهء « نماره » معروف است ، رنه دوسو و فريدريك ماكلر در سال 1901 م در
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 265 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو