چهارم : پيشگويىهاى بسيارى كه در اين گزارشها دربارهء ويرانى سد آمده و ما پارهاى از آنها را آورديم . پيشگويىهايى از سوى كاهنان ، كه مورخان و مفسران ما آنها را پذيرفتهاند و از ياد بردهاند يا خود را به فراموشى زدهاند كه غيبدانى ويژهء خداست . چنان كه در قرآن كريم آمده : « داناى نهانىها ( غيب ) اوست و كسى را بر نهانىها آگاه نمىكند ، جز رسولانى را كه خود بپسندد « 1 » » .
پنجم : ناسازگارى گزارشها دربارهء كسى كه ويرانى سد را پيشگويى كرد ، كه برخى او را « عمرو بن عامر ازدى » گفته بودند و برخى همسر كاهن او « طريفه » را و برخى ديگر نيز برادرش عمران را .
ششم : طرح و تدبيرى كه بزرگ قوم « عمرو بن عامر » براى از دست ندادن ثروت و سرمايهء خويش انديشيد - پس از آنكه با پيشبينى خويش يا همسرش يا برادرش دانست كه سدّ ويران خواهد شد - آيا چنين حيله و حقهاى با جايگاه او به عنوان بزرگ قوم جور مىآيد ، و از اين بالاتر آيا چنين شيوهاى با خلق و خوى عربها هماهنگى دارد ؟ حيله و حقّهء سادهاى كه آشكارا ساختگى و جعلى مىنمايد . افزون بر اينكه نشانگر خلق و خويى پست و ناكريمانه است كه هرگز در بزرگان قبيلههاى عرب سراغ نداشتهايم .
هفتم : اين پندار گزارشگران كه آب و هوا و زمين سبائيان چنان نيكو و پاكيزه بوده است كه هيچ جانور آزارندهاى چون پشه و مگس ، كك ، شپش ، عقرب ، مار و . . . در آنجا يافت
هامش
( 1 ) .« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »( سورهء جن ، آيات 26 - 27 ) .
در اين باره بخارى در صحيح خويش روايتى آورده گوياى اينكه در عروسى ربيع دختر معوذ انصارى ، كنيزكانى به دف زدن و ترانه خواندن نشستند و در ميان خواندن از پدران خود كه در بدر شهيد شده بودند ، ياد مىكردند ، يكى از آنان گفت : « و در ميان ما پيامبرى است كه آنچه را در آينده پيش خواهد آمد ، مىداند » .
پيامبر ( ص ) به او فرمود : « اين را نگو ، آنچه را از پيش مىگفتى بگو » ( النبأ العظيم ، 33 ) در قرآن نيز از زبان پيامبر آمده كه : « بگو ، نمىگويم كه خزانههاى خدا نزد من است و ( نمىگويم ) كه غيب مىدانم » . ( انعام ، 5 ) ؛ « اگر غيب مىدانستم بر خيرهاى خويش مىافزودم » ( اعراف ، 188 ) . آيا اين آيهها و روايتها كه غيبدانى را از پيامبر ( ص ) نيز نفى مىكند ، مىتواند با گزارشهاى پيشگويى كاهنان دربارهء ويرانى سد سازگار افتد ؟
مترجم در اينجا بى آن كه بخواهد به چرايى و چگونگى پيشگويى بپردازد و يا پيشگويىهاى كاهنان را دربارهء ويرانى سد مآرب درست يا دروغ بشمارد ، مىافزايد كه آنچه مؤلف آورده براى بىپايه بودن پيشگويى بسنده نيست و نشانههايى هست كه پارهاى از پيشگويىها را پذيرفتنى مىسازد . در خود قرآن نيز كه غيبدانى ويژهء خدا شده است . از جمله در آيهء ياد شده با استثناء « الّا من ارتضى » براى كسان ديگرى نيز كه خدا بخواهد روا شمرده شده است . و از اينجاست كه پيامبران و معصومان نيز گاه پيشگويى مىكردهاند .