ترجمهء اين سنگنوشته ، كم و بيش چنين است :
اين پيكر امرؤالقيس پسر عمرو پادشاه همهء عربهاست . او كه تاج بر سر نهاد و بر دو قبيلهء اسد و نزار و فرمانروايانشان دست يافت و فرزندان محج را تا امروز دور ساخت و پيروزمندانه به دژ نجران ، پاىتخت شمر ، درآمد . بر قبيلهء معد دست يافت و تيرههاى آنان را ميان فرزندانش بخش كرد و از آنان براى روم سواركار ساخت و تا امروز هيچ پادشاهى به پاىگاهى كه او رسيد ، نرسيد ، در سال 223 روز 7 ماه كسلول ( 7 دسامبر 328 م ) از دنيا رفت . خوشبختى براى فرزندانش باد . « 1 »
2 . اما دومين نوشته كه به سال 543 م باز مىگردد ، يعنى كم و بيش 215 سال پس از نوشتهء نخست ، و در آن ، ابرهه از ويرانى و بازسازى سدّ مآرب سخن مىگويد ، با اين عبارت آغاز مىشود :
« نجيل وردا و رحمت رحمنن و مسحو و روح قدس » . « 2 »
كه ترجمهء آن كم و بيش چنين است :
به حول و قوه و رحمت رحمن و مسيح و روح القدس .
پيداست كه هيچ يك از اين دو نوشته نشانگر همآهنگى گويش يمن و زبان عربى قرآن نيست كه مورخان بدان زبان ( زبان عربى قرآن ) شعرى از عمرو بن عامر ازدى يا نثرى از او و همسرش گزارش كردهاند . اما چه مىتوان كرد با اين مورخان كه اصرار دارند شعرهايى به زبان
هامش
يك كيلومترى نماره ، در ويرانههاى پاسگاهى رومى در شرق كوه دروز يافتهاند . كتيبه در پنج سطر بر سنگى از جنس بازلت به درازاى 173 سانتىمتر و پهناى 45 سانتىمتر و ضخامت 40 سانتىمتر ، كندهكارى شده است و اينك در موزهء لوور پاريس نگهدارى مىشود و آشكارا از آن برمىآيد كه نويسندهاش نبطى بوده است ، زيرا خط به كار رفته در آن ، خط نبطى است . زبان عربى به كار رفته در آن نيز دستخوش دگرگونىها و تحريفاتى نبطى گشته است . دربارهء آن بنگريد به : حسن ظاظا ، الساميون و لغاتهم ، اسكندريه ، 1971 ، 165 - 173 ؛ رژى بلاشر ، تاريخ الادب العربى ، العصر الجاهلى ، ترجمهء ابراهيم كيلانى ، بيروت 1956 م ، 71 ؛ فيليپ حتّى ، تاريخ سورية و لبنان و فلسطين ، ج 1 ، 427 ؛ جواد على ، 3 / 190 - 193 ؛ نيز :Rene Dussaud , Arabes en Syrie avant L'Islam , Paris ,1907 ،p. 35 ؛F . Nau , Les Arabes Chrestiens , p .32 ؛J . Cantineau , Le Nebateen , I , p . 22 .( 1 ) . حسن ظاظا ، الساميون و لغاتهم ، 165 - 166 .
( 2 ) . از اين پس آنجا كه دربارهء ويرانى سدّ مآرب سخن بگوييم ، همهء اين نوشته را خواهيم آورد .