تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
زمين زندگى مىبخشد و با روياندن گل و گياه و سبزه و شكوفه چهرهء افسرده و غمگين آن را گشاده و خندان مىسازد و به مردم و ديگر جانداران ، شور و شادى مىبخشد ، و گويا از اينجاست كه عرب‌ها باران « غيث » نيز مىگفته‌اند ، و غيث كه با غوث هم‌ريشه مىنمايد ، به معنى پناه ، يارى ، پناه دادن و يارى كردن است . به هر رو ، باران در سرزمين‌هاى عربى با همهء نيازى كه به آن هست ، بسيار كم‌ياب است . پرباران‌ترين بخش‌هاى اين سرزمين « نفوذ » شمالى و كوه « شمر » است كه باران‌هاى زمستانى آن ، بهارى سبز را از پى مىآورد . اما در دشت‌هاى جنوبى تنها گاه‌گاه ، اندك بارانى مىبارد و گاه طبيعت ، همان اندك باران نم‌نم را نيز دريغ مىدارد . اما در يمن و عسير ، باران‌هاى موسمى به اندازه‌اى مىبارد كه براى كشاورزى سامان يافته‌اى بسنده باشد . از اين روست كه در آنجا دشت‌هايى مىبينيم پيوسته سرسبز كه گاه در بخش‌هاى ساحلى ، درازاشان به دويست مايل مىرسد . « 1 » نيز در همهء شبه جزيرهء عربستان حتى يك رودخانهء هميشگى نيست كه به دريا بريزد . در رودهاى كوچك آن نيز آب چندانى نيست كه به كار كشتىرانى بيايد . بارى ، سرزمينى است كه رود و نهر و درياچه در آن اندك است و خشكى و بىبارانى بر آن چيره . و همين‌ها زمينه شده تا بيشترين بخش‌هاى آن بيابان‌هايى باشند مردم‌گريز و با ساكنانى اندك . « 2 » در اين سرزمين به جاى رود و نهر ، شبكه‌هايى از دره‌هاى سيل‌خيز وجود دارد كه چه بسا از پى باران - كه گاه چنان تند مىبارد كه گويى مشك‌هايى را به پايين گشوده‌اند - سيل‌هايى در آنها به راه مىافتد چنان توفنده و كوبنده كه هر چه را در راه خود مىبيند ، جارو مىكند ، برمىكند و مىبرد « 3 » ، و بيابان‌ها به رودهاى تندرو تبديل مىشوند . اين نيز گفتنى است كه گروهى از پژوهشگران گفته‌اند : بسيارى از درّه‌هاى شبه جزيره روز و روزگارى رودخانه بوده‌اند . « 4 » و بر اين گفتهء خود دليل‌هايى آورده‌اند چون :
هامش
( 1 ) . حافظ وهبه ، جزيرة العرب فى القرن العشرين ، 6 ؛ جواد على ، 1 / 214 ؛ نيز :P . K . Hitti , op - cit , p .18 . ( 2 ) . جواد على ، 1 / 157 - 158 . ( 3 ) . همان ، 1 / 215 . ( 4 ) . در صحيح بخارى از پيامبر ( ص ) روايتى آمده گوياى اينكه پيشترها در شبه جزيرهء عربستان رودهايى بوده است . حديث اين است : « قيامت به پا نمىشود تا آنگاه كه سرمايه و ثروت چنان سرشار شود كه آدمى كسى را نيابد تا زكات مال خويش را به دو دهد و تا آنگاه كه سرزمين عرب دوباره سراسر مرغزار و رودخانه گردد » .