تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
سراة و عمان ، مالك بن فهم و همراهانش به عراق ، طائىها به اجا و سلمى ، فرزندان ربيعة بن حارثه به تهامه - كه در آنجا خزاعى نام گرفتند - و جرهمىها به مكه . « 1 » اين بود فشرده‌اى از گزارش‌هاى عربى دربارهء سيل عرم ، گزارش‌هايى كه بيشتر آميخته به خرافه و گزافه و ساخته شده در فضا و فرهنگى اسطوره‌اى و احساس برانگيز ، اما عقل گريز و سرشار از تناقض‌ها و ناسازىها . از اين‌رو ، مهم نيست كه اين گزارش‌ها ارزش علمى داشته باشند يا نداشته باشند . اين را وامىگذاريم به كسانى كه مىخواهند گزارش‌هايى از اين دست را چنين يا چنان ببينند . مهم اين است كه اينها نمىتوانند حقايقى تاريخى باشند دربارهء سدّ مآرب و شكست‌ها و ويرانىهايى كه بارها و در شرايط متفاوت براى آن پيش آمده است . زيرا از هر سو بنگريم ايراد و اشكال‌هايى مىبينيم كه راه را بر پذيرش آنها مىبندند . اينك مهم‌ترين آن ايرادها و اشكال‌ها : اول : اختلاف و ناهمرايى دربارهء سازندهء سد كه كسانى او را سبا گفته بودند ، و كسانى حمير ؛ و كسانى لقمان ؛ و كسانى نيز بلقيس . با اينكه هيچ يك از اين گزارش‌ها نمىتوانند درست باشند ، زيرا چنان كه كتيبهء خود سدّ نشان مىدهد ، آنكه نخست بار در سدهء هفتم پيش از ميلاد به اين انديشه افتاد و كار را آغاز كرد ، « سمه على ينوف » بود ، آنگاه در سده‌هاى پسين ، ديگران نيز چيزهايى بر كار او افزودند و سرانجام - چنان كه از اين پس آشكار خواهيم كرد - در سدهء سوم ميلادى در روزگار « شمر بهرعش » بود كه كار آن پايان يافت . دوم : اين افسانه كه ويرانى سدّ كار موش كورهايى بود با چنگ و دندان آهنين ، چيزى است كه جز در جهان اسطوره و افسانه نمىتواند پذيرفتنى باشد . و چنان كه از اين پس خواهيم گفت ، اين سد ، چندين بار و آخرين بار در سال 543 ميلادى دچار ويرانى شد ، و در اين ويرانىهاى چندين باره ، به هيچ رو موش‌هاى آهنين چنگ و دندان نقشى نداشتند . سوم : اينكه برخى از همين گزارشگران گفته‌اند كه آب سد به جايى ديگر سرازير شد و از اين رو ، كشت‌زارها و باغ و بيشه‌هاى آنان خشكيد .
هامش
( 1 ) . ياقوت ، 5 / 35 - 37 ؛ تفسير آلوسى ، 22 / 131 - 133 ؛ تفسير طبرى ، 22 / 80 - 86 ؛ تفسير بيضاوى ، 2 / 295 ؛ تفسير فخر رازى ، 25 / 253 ؛ تفسير قرطبى ، 14 / 285 - 291 ؛ مروج الذهب ، 2 / 167 - 176 ؛ وفاء الوفا ، 1 / 117 - 122 ؛ ابن خلدون ، 2 / 50 - 57 ؛ ابن هشام ، 1 / 8 - 9 ؛ ابن كثير ، 2 / 160 - 161 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 203 - 205 ؛ دميرى ، 1 / 445 ؛ الاكليل ، 8 / 41 ، 115 - 116 ؛ بسنجيد با : نهاية الارب ، 3 / 283 - 288 ؛ ميدانى ، 1 / 275 - 276 ؛ الدر الثمينة ، 326 .