تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
از اينجا بود كه حافظان قرآن در روزگار پيامبر ( ص ) بىشمار بودند ، و اين - به خدا سوگند - عنايت ويژهء خدا به قرآن بود كه به گفتهء خود ، حفظ و از بر كردن آن را آسان ساخته بود : « همانا كه ما قرآن را براى يادآورى و پندپذيرى آسان ساختيم ، آيا پندپذيرنده‌اى هست » « 1 » ، و به اين‌گونه بود كه از رهگذر سطور [ نوشتن قرآن در سطرها و صفحه‌ها ] و صدور « 2 » [ نقش بستن قرآن در سينه‌ها و حافظه‌ها ] قرآن را جاودانه ساخت و آن را از هرگونه دگرگونى و دست‌كارى ، و كاستى و افزونى پاس داشت . راست گفت كه قرآن : « كتابى است استوار و نفوذناپذير و باطل را از هيچ سمت و سويى نه از پيش و نه از پس بدان راهى نيست ، كه فرو فرستادهء از سوى خداى فرزانهء ستوده است » « 3 » ؛ « همانا كه ما قرآن را فرو فرستاديم و خود پاسدار و نگهبان آنيم » « 4 » ، « گردآورى و بازخوانى قرآن برماست ، چون آن را فرو خوانيم از فروخوانى ما پيروى كن ، بيان و شرح آن نيز بر ماست » . « 5 » گفتنى است كه نوشته و نسخه‌هايى از قرآن كريم در دست ياران پيامبر ( ص ) نيز بود ، نمىخواهيم بگوييم نوشته‌ها و نسخه‌هايى كامل از قرآن نزد هر يك از آنها يا نزد كسان ويژه‌اى بود ، مىخواهيم بگوييم با كنار هم نهادن قرآن نوشته‌هاى پراكنده‌اى كه در دست آنان بود و هر يك مىتوانست كمبود ديگرى را پر كند ، همهء قرآن دسترس‌پذير مىشد . به ديگر سخن ، هميارى و همكارى - اگر چه دورادور و بىقرار و مدار - همين نوشته‌هاى پراكندهء در دست اين و آن بود كه قرآن را به تمام و كمال و بىكمبود ، به دست ديگران رساند . اين يادآورى نيز به جاست كه پاره‌اى از تاريخ‌نگاران - و نيز پاره‌اى از خاورپژوهان - بر اين باور بوده‌اند كه نوشته‌هاى قرآن تا پايان زندگى پيامبر ( ص ) آيه آيه ، جدا جدا و پراكنده بوده است ؛ يعنى نه آيه‌ها صورت سوره سوره و نه سوره‌ها صورت كتابى ميان دو جلد - آن‌گونه كه اكنون مىبينيم - داشته است ، بلكه پس از پيامبر ( ص ) بوده است كه آيه‌ها ، سوره و سوره‌ها ، كتاب شده است . « 6 » حتى پاره‌اى از آنها تا آنجا پيش رفته‌اند كه از زبان زيد بن ثابت
هامش
( 1 ) .« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ » *( قمر ، 32 ) . ( 2 ) . بنگريد به : محمد عبد الله دراز ، النبأ العظيم ، 12 - 14 . ( 3 ) .« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »( فصّلت ، 41 - 42 ) . ( 4 ) .« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »( حجر ، 9 ) . ( 5 ) .« إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ »( قيامة ، 17 - 19 ) ؛ نيز : تفسير طبرى ، 1 / 95 - 97 . ( 6 ) . محمد حسين هيكل ، الصديق ابوبكر ، 307 .