است كه همجوارى و نزديكى زيستگاه ثموديان با زيستگاه حوريان زمينه شده تا كسانى پارهاى از گزارشهاى اين دو قوم را به هم بياميزند . « 1 »
4 . روزگار صالح و ثموديان
برخى از مورخان مسلمان ، روزگار صالح ( ع ) را همان روزگار ابراهيم ( ع ) دانستهاند و فاصلهء ميان نابودى عاديان و ثموديان را پانصد سال شمردهاند . « 2 » برخى نيز نابودى عاديان را پس از ابراهيم ( ع ) و پيش از موسى ( ع ) گفتهاند . « 3 » و اگر درست باشد آنچه ما در كتابمان اسرائيل - و نيز پيشتر در همين كتاب - گفتهايم كه ابراهيم ( ع ) در ميانهء سالهاى 1940 - 1765 پيش از ميلاد مىزيسته است و موسى ( ع ) پيرامون سال 1216 يا 1214 ، يعنى سدهء سيزدهم پيش از ميلاد ، يهوديان را از مصر بيرون برده است . « 4 » اگر اينها درست باشد ، صالح ( ع ) بايد در ميانهء سدههاى هيجدهم و سيزدهم پيش از ميلاد زيسته باشد . گرچه گويندهء اين سخن كه عاديان پس از ابراهيم بودهاند ، يعنى استاد نجار ، خود دور نمىداند كه عاديان پيش از ابراهيم ( ع ) ، و ثموديان از پى عاديان « 5 » بروز و ظهور كرده باشند - چيزى كه پيشتر ما بر آن انگشت نهاديم و گفتيم در پارهاى از آيات قرآن ، ثموديان پيش از عاديان ياد شدهاند « 6 » و در پارهاى نيز داستان موسى پيش از داستان ابراهيم آمده است و پس از آن داستان نوح و پس از آن داستان هود ، صالح ، لوط و شعيب . « 7 »
هامش
مىنمايد كه آنان ، همان حوريانى هستند كه در روزگار يعقوب بر شهر شكيم فرمانروايى داشتند . ( بنگريد به كتاب مؤلف اسرائيل ، 354 - 355 ؛ فيليپ حتّى ، همان ، 161 - 165 .
( 1 ) . عبدالعزيز سالم ، همان ، 95 - 96 ؛ نيز :Caussin de Perceval , Essai sur l'Histoire des Arabes , Paris ,1847 ،p. 26 .
( 2 ) . دينورى ، الاخبار الطوال ، 7 .
( 3 ) . عبدالوهاب نجار ، قصص الانبياء ، 50 - 59 .
( 4 ) . دربارهء تاريخ روزگار ابراهيم و نظرهاى گوناگون دربارهء تاريخ بيرون رفتن يهوديان از مصر ، بنگريد به كتاب مؤلف : اسرائيل ، 171 - 177 و 268 - 330 .
( 5 ) . عبدالوهاب نجار ، همان ، 48 .
( 6 ) . بنگريد به سورهء ق ، آيات 12 - 13 .
( 7 ) . بنگريد به سورهء شعراء كه در آن نخست در آيههاى 10 - 68 داستان موسى آمده است و به ترتيب در آيههاى 69 - 89 . داستان ابراهيم ؛ در آيههاى 105 - 121 داستان نوح ، در آيههاى 124 - 140 داستان هود ، در آيههاى 141 - 159 داستان صالح و سپس در آيههاى 160 - 175 داستان لوط و سرانجام در آيههاى 176 - 191 داستان شعيب .