تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
تبار يقطان قحطان بوده‌اند - عاد ارم را نيز يكى از آنان شمرده است . « 1 » و چارلز فورستر بر اين است كه ميان « عادة » ، همسر « لامك » و عاد پدر « يابال » پيوندى هست ، و « يابال » پدر چادرنشينان و دامدارانى است « 2 » كه مانند قوم عاد ، تبار عربى دارند . نيز او گفته ، قومى كه بطلميوس با نام
Oditae
از آنان ياد كرده ، در شمال غرب شبه جزيرهء عربستان مىزيسته‌اند . « 3 » شايد در كنار « چاه ارم » در منطقهء « حسمى » نزديكىهاى كوهى به همين نام در سرزمين « جذام » ميان « ايله » و « تيه بنىاسرائيل » « 4 » جايى كه از سرزمين ثموديان - كه با عاديان پيوند دارند - چندان دور نيست . اين گفته را بسيارى از پژوهشگران ، همچون « اشپرنگر » ، بسيار پسنديده‌اند . « 5 » و سرانجام ، اختلاف نسب‌شناسان دربارهء نژاد و نسب « هود » ( ع ) و مدفن او ، زمينه و بهانه شد تا كسانى واژهء « هود » را با « يهود » بسنجند « 6 » و ميان هود پيامبر و « هودا » به معنى يهود در آيهء « و قالوا كونوا هودا او نصارى تهتدوا » « 7 » ( و گفتند : يهودى يا نصرانى باشيد تا به راه باشيد ) پيوندى ببينند و آن را به معنى « يهودى شدن » بگيرند . « 8 » جز اينكه خود اينان در نتيجه‌گيرى همراى نيستند . مثلا كسانى از آنان با بهره‌گيرى از اين سخن برخى از نسب‌شناسان كه هود را « عابر پسر شالح پسر ارفكشاد » نياى يهوديان دانسته‌اند ، گفته‌اند : هود نام يك مرد نيست ، بلكه نام گروهى از يهوديان است كه به سرزمين‌هاى عرب كوچ كردند و در احقاف ماندند و كوشيدند تا بت‌پرستان آنجا را يهودى سازند . اينان در آنجا به « يهوذا » شهرت يافته بودند ، و از اين واژه ، واژهء هود گفته شد و از روى مجاز به عنوان نام شخص به كار رفت . « 9 » بىگمان اين نظر - اگر يك‌سره نظرى يهودى نباشد - آشكارا و بسيار از انديشه‌هاى يهوديان اثر پذيرفته است . نيز گفتنى است كه تاريخ ، هرگز از كوچ يهوديان به منطقهء احقاف در سرزمين‌هاى عرب ، سخنى نگفته است . اگر چه از كوچ آنان به ديگر منطقه‌هاى سرزمين عرب‌ها ، سخن گفته است .
هامش
( 1 ) . جرجى زيدان ، مجلة الهلال ، 23 / 890 ، اگوست 1890 ؛ جواد على ، 1 / 300 ، ياقوت ، 1 / 115 - 116 ؛ ابوعبيد بكرى ، 1 / 119 - 120 . ( 2 ) . سفر پيدايش ، 4 : 20 . ( 3 ) .C . Forster , The Historical Geography of Arabia , 2 , p .32 . ( 4 ) . همدانى ، صفة جزيرة العرب ، 129 ؛ ياقوت ، 1 / 154 - 155 . نيز :EI , I , P .121 . ( 5 ) .A . Sprenger , Alte Geographie Arabiens , p .207 . ( 6 ) . لسان العرب ، 4 / 451 ؛ القاموس المحيط ، 1 / 349 ، نيز :EI , II , P .372 . ( 7 ) . سورهء بقره ، آيه 135 . ( 8 ) . جواد على ، 1 / 311 . ( 9 ) . مجلة الهلال ، 23 / 894 ؛ جواد على ، 1 / 6311 ؛ نيز :EI , II , p .328 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 205 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو