تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت و هر كسى كه سخنان مرا كه او به اسم من گويد نشنود ، از او مطالبه خواهم كرد » . افزون بر اينها ، آيا زهرخند ندارد اينكه گزارشگران ما ، يهوديان را از خود عرب‌ها بر پاس‌دارى از كعبه و بزرگ‌داشت آن ، شيفته‌تر و كوشاتر نشان داده‌اند ! اگر چنان كه اينان نوشته‌اند ، اين يهوديان بودند كه ارزش و ارجمندى كعبه را به پادشاهان عرب گوشزد مىكردند و آنان را از ويرانى آن پرهيز مىدادند و آشكارا مىگفتند : خداوند در روى زمين جز كعبه خانه‌اى براى خويش برنگزيده است ، اگر اينها همه درست است ، پس چرا خود آنان آهنگ آن نمىكردند [ و گرد آن نمىگشتند و حج نمىگزاردند ] ؟ گذشته از اين ، ديدگاه آنان دربارهء مسجد الأقصى و به قول خود يهوديان « هيكل سليمان » چه بوده است ؟ گذشته از اينها ، تبّع از كجا مىدانست كه آن پيامبر « احمد » نام خواهد داشت و - بار ديگر - تا آنجا كه من مىدانم چنين چيزى تنها در انجيل آمده است و نه در نصوص عربى و تورات يهوديان كه تبع آگاهىهاى خود را دربارهء پيامبر از آن گرفته است ، و آنچه را در انجيل آمده ، قرآن كريم نيز از زبان مسيح ( ع ) چنين گزارش كرده است : « اى بنى اسرائيل ! منم فرستادهء خدا به سوى شما كه توراتى را كه پيشاروى من است درست و استوار مىدانم و به پيامبرى كه پس از من مىآيد و نامش احمد است ، مژده مىدهم » . « 1 » نيز تبّع چگونه ، چنان كه اين گزارشگران گفته‌اند « 2 » ، 700 سال پيش از آمدن پيامبر اسلام ( ص ) به او ايمان آورد . « 3 » تنها از اين‌رو كه دو عالم يهودى به او گفتند كه
هامش
( 1 ) .« يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ »سورهء صف ، آيهء 6 ؛ نيز بنگريد به : تفسير بيضاوى ، 2 / 473 - 474 ؛ تفسير كشاف زمخشرى ، 4 / 98 - 99 ؛ تفسير ابن كثير ، 6 / 646 - 648 ؛ تفسير العلى القدير ، 4 / 229 - 230 ؛ تفسير طبرى ، 28 / 87 ؛ تفسير طبرسى ، 28 / 60 - 62 ؛ تفسير قرطبى ، 18 / 83 - 84 ؛ تفسير ابى السعود ، 5 / 161 ؛ سيوطى ، الدر المنثور ، 6 / 213 - 214 ؛ تفسير روح المعانى ، 28 / 85 - 87 ؛ فى ظلال القرآن ، 28 / 3549 ، 3555 - 3558 . ( 2 ) . تفسير ابن كثير ، 4 / 144 . ( 3 ) . دانشمندان دربارهء روزگار حكومت « ابى كرب اسعد » چندين نظريه دارند : نلسن آن را در سال‌هاى 400 - 415 يا 420 م . مىداند (J . B . philby . op - cit . pp .116 ، 143 ؛D . Nielsen , op - cit , p .104 ) . و هومل در سال‌هاى 385 - 420 م . ( فريتز هومل ، التاريخ العربى القديم ، 108 ) و فيلبى در سال‌هاى 378 - 415 م . (J . B . Philby , Note on the Last Kings of Saba , p .269 ) و دكتر جواد على بر اين است كه حكومت او تا سال 430 نيز ادامه داشته است . ( جواد على ، 2 / 571 ) و اينها يعنى اينكه از سال مرگ ابى كرب اسعد تا سال زاد پيامبر ( ص ) نه هفت قرن كه از دو قرن نيز كمتر بوده است .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 179 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو