چهارمين كوشش
و اما چهارمين كوشش براى ويرانى كعبه كه معروف و زبانزد نيز هست ، همان است كه از سوى ابرههء حبشى انجام گرفت . كوششى كه در قرآن كريم نيز يك سوره بدان ويژه شده است ، سورهء فيل : « آيا نديدى كه پروردگارت با پيلسواران چه كرد ؟ مگر نه اينكه كيد و كوشش آنان را تباه ساخت و دسته دسته پرندگانى را بر آنان فرستاد تا سنگهايى از سنگ - گل بر آنان فروبارند ، سپس آنان را چون كاه برگ جويده شده ساخت » و آنكه چون كاه برگ جويده شد نه تنها سربازان ابرهه كه خود او نيز بود . در اين باره به گستردگى در پژوهشى با نام « العرب و علاقاتهم الدولية فى العصور القديمة » سخن گفتهام . « 1 »
پنجمين كوشش
در اين ميان روميان نيز بىكار ننشستند و پس از نوميدى از چيره شدن بر مكه ، نقشهها ريختند تا آن را از درون فروپاشند [ اين نقشهها و انديشهها را مىتوان پنجمين كوشش براى نابودى مكه و كعبه به شمار آورد . ] نقشههاى آنان بدينگونه بود كه امپراتورى روم پس از آنكه به دو پارهء شرقى و غربى بخش شد ، به زودى بيزانس بر آن شد تا از مسيحيت همچون ابزارى براى گسترش نفوذ خود در سرزمينهاى عربى بهره گيرد . از اين رو هيئتهاى تبليغ مذهبى را به آن سرزمينها گسيل كرد ، چنان كه توانست حبشىها را به دين مسيح درآورد . با مسيحى شدن حبشىها ، هم ، كاروانهاى بازرگانى روميان در آن سرزمينها ايمن مىماندند و هم بيزانس مىتوانست با بهرهگيرى از حبشىها نفوذ خود را در سرزمينهاى عربى گسترش دهد . اما بيزانس چون نمىخواست خود مستقيم در كار كشورهاى عربى دخالت كند ، نخست ابرهه را
هامش
( 1 ) . بنگريد به مجلة كلية اللغة العربية و العلوم الاجتماعية ، ش 6 ، س 1975 ، ص 400 - 412 ؛ و دربارهء حملهء ابرهه بنگريد به : ابن اثير ، 1 / 442 - 447 ؛ تاريخ طبرى ، 2 / 130 - 139 ؛ تفسير طبرى ، 2 / 188 ، 30 / 193 - 194 ؛ تفسير قرطبى ، 7277 - 7290 ( چاپ الشعب ) ؛ فى ظلال القرآن ، 8 / 664 - 675 ؛ تفسير آلوسى ، 30 / 232 - 237 ؛ نهاية الارب ، 1 / 251 - 264 ؛ تفسير بيضاوى ، 2 / 576 ؛ بيهقى ، دلائل النبوة ، 1 / 56 - 57 ؛ كشاف زمخشرى ، 3 / 288 ؛ ابن كثير ، 2 / 170 - 176 ؛ تفسير ابن كثير ، 8 / 503 - 511 ؛ صحيح الاخبار ، 4 / 21 - 22 ؛ اعلام النبوة ، 149 ؛ نيز :Procopius , I . P .180 ؛Le Museon ,1953 ، 364 ،pp772 - 279 ؛S . Smith , Events in Arabia in the 6 th Century A . D . , P .435 .