پذيرايى حاحيان ، گويا از يك سو با همهء قبيلههاى عرب پيمان يارى مىبست و كاروانهاى بازرگانى خود را بيمه مىكرد و از آسيب آسوده مىساخت ، و از ديگر سو احترام و بزرگداشت ديگران را برمىانگيخت و خويش را در چشم ديگر قبيلهها از همگان عزيزتر مىداشت . « 1 »
قريش براى روىكرد بيشتر قبيلههاى عرب به مكه با طرح ديگرى كه درانداخت ، بتهاى همهء قبيلهها را در كعبه گرد آورد ، و اين زمينه را فراهم ساخت تا همهء قبيلهها كه بتهاشان در كعبه بود در موسم حج ، از دور و نزديك به مكه بيايند ، بتهاى خود را زيارت كنند و قربانىها پيشكش كنند . بدينگونه بود كه شمار بتهاى خرد و كلان در كعبه و بيرون آن از 300 افزون شد . برخى از اين بتها مانند پيكرهء آدمى بود و بعضى مانند پيكرهء جانوران يا گياهان . و از همه بزرگتر « هبل » بود كه بر پيكرهء آدمى بود و از عقيق سرخ ساخته شده بود . « 2 »
بدينگونه روزگار مىگذشت و مقام كعبه نزد عربها روزافزون مىگذشت ، تا سرآنجا به يك افتخار بزرگ قومى و ملى بدل شد و پس از چندى چنان شد كه عربها تنها در كنار آن و با آن بود كه احساس عرب بودن را سرافرازانه تجربه مىكردند ، و بىآنكه در برابر هيچ بيگانهاى سر خم كنند ، به عرب بودن خود مىباليدند ، زيرا عربها در شام ، خويش را زيردستان رومىها مىديدند و در حيره زيردستان ايرانىها و در يمن زيردستان حبشىها يا ايرانىها . اما در مكه در كنار خانهء خدا همه با هم خانه را گرامى مىداشتند . زيرا آنجا از آن همهء آنان بود و ايشان را در خود جاى مىداد ، همانگونه كه بتها و خدايان آنان را در خود جاى داده بود . بدآنجا پناه مىبردند و ايمنى مىيافتند و همهء آنان از خرد و كلان و عابد و معبود در حمايت كعبه بودند ، زيرا در آنجا خود را در خانهء خدا مىديدند و احساس عرب بودنى را كه در آنجا مىيافتند و تجربه مىكردند ، در هيچ كجاى ديگر نمىيافتند و تجربه نمىكردند . اين احساس حتى مردم يمن و قبيلههاى گوناگون آن را نيز ، با همهء كارشكنىهايى كه از سوى سران و شاهان آنان انجام مىشد ، فرا مىگرفت ، زيرا اگر مردم يمن - همانند مردمان صحرا - شيفتهء كعبه نبودند و آن را بزرگ نمىشمردند و براى زيارت آن بار سفر
هامش
( 1 ) . ابن هشام ، 1 / 147 ؛ ابن سعد ، 1 / 58 .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، 1 / 254 - 255 ؛ سهيلى ، الروض الانف ، 2 / 276 ؛ ازرقى ، اخبار مكة ، 1 / 120 - 131 ؛ جرجى زيدان ، تاريخ التمدن الاسلامى ، 1 / 37 ؛ گوستاو لوبون ، حضارة العرب ، 124 ؛ كلبى ، الاصنام ، 27 - 28 ؛ نيز :E . Gibbon , op - cit ,5 ،p. 225 .