در مروه جاى داشت و عمرو بن لحى بود كه آن دو را از صفا و مروه به كعبه آورد و در كنار زمزم جاى داد . بارى چنين مىنمايد كه بزرگشمارى و تقديس اين دو بت ويژهء قريشيان بوده است و ديگر قبيلههاى عرب آنها را بزرگ نمىشمردهاند ، و شايد از همينرو باشد كه دربارهء آنها گزارشهايى آمده است ، برخى گوياى اين كه اين دو بت را قريشيان از شام آوردند و برخى ديگر گوياى اين كه آنها را از يمن از قبيلهء « جرهم » آوردند . افزون بر اين بتها ، قريشيان بتى به نام « مجاور الريح » بر كوه صفا نهاده بودند و بتى ديگر با نام « مطعم الطير » بر كوه مروه . « 1 »
در اين جا اين نكته را نبايد ناگفته گذارد كه قريشيان به بتهاى خود چندان ايمان استوارى نداشتند ، چنان كه هرگاه عربهايى كه براى حج به مكه مىآمدند و از قريشيان دربارهء بتهاى آنان مىپرسيدند ، پاسخ مىشنيدند كه ما اينها را مىپرستيم و بزرگ مىشماريم تا ما را به خدا نزديك كنند . نكتهاى كه در قرآن كريم نيز چنين آمده است : « و الّذين اتّخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الّا ليقرّبونا الى اللّه زلفى » « 2 » ( آنان كه سرپرستانى جز خدا گرفتهاند [ مىگويند ] ما اينان را بندگى نمىكنيم جز براى اين كه ما را به خدا نزديك سازند ) . و اين خود نشان مىدهد كه آنان خدا را باور داشتهاند اما ايمان به خدا را با ايمان به بتها ميان خود و خدا - آلوده و آميخته بودهاند . « 3 » افزون بر اين ، شعار قريشيان در كنار كعبه چنين بوده است :
« لبيك اللّهم لبيك ، لبيك لا شريك لك الّا شريك هو لك ، تملكه و ما ملك » « 4 » ( بندگانيم گوش بر فرمان ، خدايا ! بندگانيم گوش بر فرمان ، تو را شريكى نيست جز شريكى كه آن نيز خود و آنچه دارد ملك تو و براى تو است ) . شعارى كه آشكارا خدا را يگانه مىشمارد . گذشته از اينها ، عربها به اين بتها و پيكرهها ، جز در پارهاى از مناسبتهاى ويژه ، توجه چندانى نداشتند و بتها هرگز در باور آنان جاى خدا را نگرفته بودند ، چنان كه در باور غير عربها ، به ويژه غير سامىها ، جاى خدا را گرفته بودند . « 5 »
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، 2 / 23 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 254 - 255 ؛ تاريخ طبرى ، 2 / 241 - 284 ؛ ياقوت ، 1 / 170 ؛ ازرقى ، 1 / 88 ، 119 - 122 ؛ ابن حبيب ، 311 ؛ ابن كثير ، 2 / 191 ؛ تفسير قرطبى ، 2 / 179 - 180 ؛ العقد الثمين ، 1 / 212 ؛ سهيلى ، الروض الاف ، 1 / 64 - 65 ؛ ابن هشام ، 1 / 86 ؛ جواد على ، 6 / 267 .
( 2 ) . سورهء زمر ، آيهء 3 .
( 3 ) . بنگريد به : سورهء انعام ، آيهء 184 ؛ سورهء نحل ، آيهء 35 ؛ سورهء زمر ، آيهء 3 .
( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، 1 / 255 ؛ ابن حبيب ، المحبر ، 311 .
( 5 ) . عمر فروخ ، تاريخ الجاهلية ، 159 .