زيرا هر دوى آنها به معنى آيندهاند ، اگرچه اولى بيشتر نشانگر آيندهء زيانبار و ناخوشآيند است و دومى نشانگر آيندهء خوشآيند و دلپسند . « 1 »
البته برخى گفتهاند : « مناتو » بابلى و « منا » عبرى نشانگر تقدير هستند اما « منات » چنين نيست زيرا [ واژهاى مؤنث و زنانه است و ] دهر و روزگار در پندار عربها و شاعران جاهلى مرد است ، نه زن . و اينكه عربها آيين قرعهكشى با تير را هنگام كارهاى مهم نزد « هبل » و « ذوالخلصه » انجام مىدادند و نزد « منات » ، تنها سوگند مىخوردند ، شايد بتواند به نكتهء ياد شده اشارتى داشته باشد . نشانهء ديگر اين ويژگى « منات » ، دو شمشير است به نامهاى « مخذوم » و « رسوب » كه حارث غسّانى آنها را به منات پيشكش كرده بود و چون حضرت على ( ع ) منات را شكست ، آن دو را يافت و نزد پيامبر ( ص ) آورد . زيرا در نزد عربهاى باديه شمشير نماد عدالت و انصاف بوده است . « 2 »
بارى داستان هر چه باشد ، دين يكتاپرستانهء ابراهيم - كه براى برپايى و استوارى آن همهء عمرش را در جهاد و پيكارى پىگير و پايدار گذراند ، بتها را شكست و با ستمگران درآويخت - بازيچهء دستان آلودهء بتپرستى شد و در صفا و سادگى آن رخنهها و شكستها افتاد ، و قوم او دوباره به بتپرستى روى آوردند و راز « فدا » و « بقا » را از ياد بردند و در بزرگشمارى و تقديس بتها تا آنجا پيش رفتند كه هرگاه يكى از آنان به سفر مىرفت ، سنگى از سنگهاى كعبه را با خود مىبرد ، به سوى آن نماز مىگزارد و دربارهء ماندن يا رفتن از او اجازه مىخواست و همهء آداب دينى ويژهء ستارگان و آفرينندهء ستارگان را به آن ويژه مىساخت . بدينگونه بود كه بتپرستى پاى گرفت ، پيكرههاى بىجان ، بزرگ و مقدس شمرده شد و از هر سو قربانىها پيشكش آنها گرديد . « 3 »
در گزارشهايى آمده است كه مردم روزگار جاهليت ، دو بت « اساف » و « نامله » را درون مسجدالحرام برده ، هر يك از آنها را بر ركنى از ركنهاى كعبه جاى داده بودند و هر كه خانه را طواف مىكرد ، از « اساف » آغاز مىكرد ، آن را مىبوسيد و طواف خود را به آن پايان مىداد .
گرچه گزارشهاى ديگرى نيز هست گوياى اين كه يكى از اين دو بت در كوه صفا و ديگرى
هامش
( 1 ) .J . Hastings , op - cit , pp275 - 604 .
( 2 ) . عبدالعزيز سالم ، دراسات فى تاريخ العرب ، 1 / 640 .
( 3 ) . ابن كثير ، 2 / 191 - 192 ؛ ازرقى ، 1 / 123 ؛ الاصنام ، 32 ؛ حياء محمد ( ص ) ، 100 .