باره ابوهريره از پيامبر ( ص ) گزارشى آورده گوياى اين كه عمرو بن لحى ، دوزخى است و نخستين كسى است كه دين ابراهيم را دگرگون ساخته و نخستين كسى است كه سنت « سائبه » « 1 » را بنياد نهاده است . « 2 » در اين باره گزارش ديگرى نيز هست كه چون « عمرو بن لحى » بيمار شده بود ، به شهر « بلقاى » شام رفت تا از چشمهء آب گرمى كه آنجا بود ، درمان و شفا بجويد . در آنجا مردم را ديد كه پيكرههايى را مىپرستند . پرسيد اينها چيست ؟ گفتند : اينها بتهايى است كه مىپرستيمشان ، از آنها يارى مىجوييم ، ياريمان مىكنند و باران مىخواهيم . باران مىدهند . و او كه چنين ديد از آنان درخواست كرد تا يكى از آنها را به دو دهند تا در كعبه جاى دهد . آنان نيز بتى به نام « هبل » به او دادند ، آن را به مكه آورد و در كنار كعبه جاى داد . « 3 » اين نظر را برخى از مورخان متأخر نيز پسنديدهاند و بر اين نكته تكيه كردهاند كه واژهء « هبل » برگرفته از يك واژهء آرامى به معنى روح است . گروهى از خاورپژوهان نيز بر ايناند كه هبل رمز و نماد خداى ماه است ، و قريشيان از آنجا كه او را بسيار بزرگ مىشمردند ، در درون كعبه جايش داده بودند . « 4 » گروهى نيز گفتهاند ، تصوير يا پيكرهء مار نشانگر « هبل » است يا نشانگر « هبل » و « ودّ » « 5 » و سرانجام نشانههايى هست بر اين كه « هبل » از خدايان عربهاى شمالى بوده است . زيرا نام آن همراه با نام « ذى الشرى » و « منات » در سنگنوشتههاى نبطى آمده است . نيز كسانى از قبيلهء « كلب » نام « هبل » داشتهاند . « 6 »
بارى اگر اين گزارش كه مىگويد : آن كس كه هبل را به مكه آورد ، عمرو بن لحى بود « 7 » ،
هامش
( 1 ) . « سائبه » ماده شترى است كه در روزگار جاهليت نذر خدايان مىكردند . و آن را بىآنكه چوپان و نگهبانى داشته باشد ، رها مىكردند كه هر كجا بخواهد بچرد ، در سورهء مائده ، آيهء 156 از آن ياد شده است . ( مترجم ) .
( 2 ) . صحيح بخارى ، 4 / 184 ، 6 / 54 - 55 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، 6 / 398 - 400 ، 8 / 213 ؛ ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، 233 - 235 ؛ فاسى ، العقد الثمين ، 1 / 136 ؛ فاسى : شفاءالغرام ، 2 / 21 ، 46 - 47 ؛ ديار بكرى ، تاريخ الخميس ، 124 ؛ ابن دريد ، الاشتقاق ، 2 / 474 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، 2 / 29 - 30 ؛ آلوسى ، روح المعانى ، 7 / 197 .
( 3 ) . مروج الذهب ، 2 / 29 - 30 ، 227 ؛ ازرقى ، 1 / 88 ، 117 - 118 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 254 ؛ تاريخ الخميس ، 113 ؛ آلوسى ، بلوغ الارب ، 2 / 200 - 201 ؛ ابن كثير ، 2 / 187 - 188 ؛ ابن هشام 1 / 64 ؛ زبيدى ، تاج العروس ، 8 / 168 .
( 4 ) . جواد على ، 6 / 253 ؛ نيز :A . Grohmann , Arabien , p .87 .
( 5 ) .A . Grohmann , op - cit , p .87 .
( 6 ) .J . Hastings , Encyclopaedia of Religion and Ethics , I , p .664 .
( 7 ) . گزارش ديگرى مىگويد : آن كه هبل را به مكه آورد ، « خزيمة پسر مدركه پسر الياس پسر فصر » بود و از