چگونه حج گزارد . او را با اسماعيل به ترويه برد ، سپس آنها را همراه با مسلمانانى كه با او بودند به منى برد ، با آنان نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا به جاى آورد ؛ شب را تا صبح همان جا ماند و با آنان نماز صبح گزارد ؛ سپس به عرفه بردشان و تا عصر آنجا ماندند و نماز ظهر و عصر را با هم به جاى آوردند ؛ آنگاه به موقف عرفه رفتند - آنجا كه امام مىايستد - و آنجا ماندند و چون خورشيد غروب كرد ، آنان را به مزدلفه برد و در آنجا نماز مغرب و عشا را با هم به جاى آوردند ؛ و شب را در آنجا ماند و چون سپيده زد ، نماز صبح گزارد و سپس بر تپهاى ايستاد و چون هوا روشن شد ، با او و همراهان به راه افتاد و به آنان نشان داد و آموخت كه اعمال حج را از رمى جمره و قربانى و طواف و . . . چگونه به جا آورند . « 1 »
2 . كعبه پس از ابراهيم و اسماعيل
كعبه پس از ابراهيم و اسماعيل ( ع ) حرم امنى شد كه عربها آن را به عنوان خانهء محترمى كه ابراهيم و اسماعيل ساخته بودند ، بزرگ و مقدس مىشمردند . ديرى نگذشت كه اين قداست و بزرگشمارى ، مكه و حوالى آن را نيز فراگرفت . تا آنجا كه به گفتهء صاحب كتاب الاصنام ، مسافران از مكه بيرون نمىرفتند مگر اين كه از روى دلبستگى به مكه و بزرگشمارى كعبه سنگى از سنگهاى حرم را با خود مىبردند و هر جا كه مىرفتند آن سنگ را مىنهادند و گرد آن طواف مىكردند ، چنانكه گرد كعبه طواف مىكردند . و اين كار آنان چيزى نبود جز تيمن و تبرك و نشانى از دلبستگى و شيفتگى آنان به كعبه و حرم ، و در عين حال كعبه و مكه را مقدس و محترم مىشمردند و همواره به عنوان ميراثى از پدرشان ابراهيم و اسماعيل ، آيين حج و عمره را به جا مىآورند . « 2 »
بر پايهء پارهاى از گزارشها ، كعبه در ديد مردم مكه تا آنجا قداست و بزرگى داشت كه معتقد بودند اگر بردهاى پاى بر بالاى كعبه بگذارد بايد آزاد گردد . يعنى بالاى كعبه رفتن را داراى چنان شأن و شرفى مىدانستند كه نمىپسنديدند با خوارى بردگى يك جا جمع گردد . « 3 »
بزرگشمارى كعبه ، ويژهء مردم مكه نماند ، بلكه كمكم ديگر عربها را نيز فراگرفت و چنان
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، 1 / 260 - 262 ؛ تفسير طبرى ، 3 / 76 - 80 ؛ ازرقى ، 1 / 66 - 72 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 27 ؛ ياقوت ، 4 / 465 ؛ تفسير قرطبى ، 2 / 128 - 130 ؛ ابن اثير ، 1 / 107 .
( 2 ) . كلبى الاصنام ، 2 ؛ نيز بنگريد به : فاسى ، العقد الثمين ، 1 / 136 ؛ نويرى ، نهاية الارب ، 1 / 245 ؛ ابن هشام ، السيرة النبوية ، 1 / 51 .
( 3 ) . ثعالبى ، ثمار القلوب ، 18 .