شد كه عربها هر سال در فصل خاصى ، از همه سوى شبه جزيره بار سفر مىبستند و به مكه مىآمدند تا هم آيين حج به جا آورند و هم از تجارت در بازارهاى ويژهاى كه در فصل حج - فصل بهار يا به قولى فصل پاييز - به پا مىشد ، سود بيندوزند . « 1 »
« ولها وزن » بر اين است كه ماه حرام در آيهء شريفهء « جعل اللّه الكعبه البيت الحرام قياما للنّاس و الشّهر الحرام » « 2 » ( خداوند كعبه - بيت الحرام - و ماه حرام را مايهء قوام ( دين و دنياى ) مردم ساخته است ) همان ماه حج است و ماه حج نخستين ماه سال يعنى ماه محرم بوده است . البته مفسّران قرآن ، ماه حج را ماه رجب يا ذوالقعده يا ذوالحجه شمردهاند . « 3 » و مسعودى بر اين است كه ماههاى حرام 4 ماه محرم ، رجب ، ذوالقعده و ذوالحجه است ، اما ماههاى حج دو ماه شوال و ذوالقعده است و 10 روز نخست ماه ذوالحجه . « 4 » بارى قرآن كريم از ماههاى حرام سخن گفته است و آنها را بىآنكه نام ببرد ، 4 ماه شمرده است . اما در روايتهاى متواترى آن 4 ماه محرم ، رجب ، ذوالقعده و ذوالحجه دانسته شده است . « 5 » و از اين 4 ماه ، سه ماه ذوالقعده ، ذوالحجه و محرم ، پيش از اسلام ماه حج بودهاند ، اما ماه رجب چنان كه برخى گفتهاند ، مردم مكه در آن ماه عيدى دينى را جشن مىگرفتند ، عيدى كه گويا ويژهء قبيلهء مضر يا قبيلههاى حجاز يا برخى از آنها بوده است . و گويا حرام شمردن آن ، ريشه در همين عيد بودن آن داشته است ، يعنى آن را حرام شمرده بودند تا مردم در آن دست از جنگ بشويند ، به گونهاى كه اگر قاتل پدر يا برادر خود را ببينند نيز با او كارى نداشته باشند ، و به اينگونه بتوانند آزادانه رفت و آمد كنند و در آرامش و آسايشى مقدس و دينى ، آيين عيد را به جا آورند . اما بعدها اين ماه ، در روزگارى كه درست نمىدانيم چه زمانى بوده است ، يكى از ماههاى حرام شده است . « 6 »
گزارشگران در تقديس و بزرگشمارى كعبه بسيار پيش رفتهاند تا آنجا كه آن را ويژهء عربها ندانسته ، ايرانيان ، هنديان و ديگران را نيز با عربها در ستايش كعبه همراى مىشمردهاند . گفتهاند كه هندوها مىپنداشتهاند كه روح « شيوا » « 7 » يكى از خدايان آنان ، هنگامى
هامش
( 1 ) .SEI , p .124 .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 97 .
( 3 ) . جواد على المفصل . . . ، 6 / 349 - 350 ؛ نيز :Shorter , Ency . of Islam , p .409 .
( 4 ) . مروج الذهب ، 2 / 189 ؛ تفسير قرطبى ، 2 / 405 ؛ تفسير طبرى ، 4 / 115 - 121 ؛ عبدالمنعم ماجد ، همان ، 81 .
( 5 ) . سورهء بقره ، آيهء 197 ؛ سورهء توبه ، آيهء 5 ، 36 .
( 6 ) . عبدالمنعم ماجد ، 192 ؛ محمد عزّه دروزه ، عصر النبى ، 210 - 211 ؛ تفسير طبرى ، 11 / 930 .
( 7 ) . در متن « شبوه » آمده كه غلط چاپى مىنمايد و در ميان خدايان هند گويا چنين نامى نباشد ( مترجم ) .