تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
گزارش كرده‌اند كه ذبيح ، اسحاق است ، گزارش‌هاى ديگرى نيز از او آورده‌اند ، گوياى اينكه ذبيح ، اسماعيل ( ع ) است . « 1 »

ب : ديدگاه مسلمانان

مسلمانان بر پايهء گزارشى از ابن عباس در تفسير آيهء « و فديناه به ذبح عظيم « 2 » » ، اسماعيل را ذبيح مىدانند ، چيزى كه خود قرآن را نيز مىتوان بر آن گواه گرفت ، زيرا قرآن كريم پس از گزارش داستان قربانى ، بىدرنگ مىافزايد « و بشّرناه باسحاق نبيّا من الصّالحين و ما او را به اسحاق ، پيامبرى از پاكان مژده داديم « 3 » » . آيا اينكه « مژده به اسحاق » پس از پايان داستان قربانى آمده است ، خود آشكارا گوياى اين نيست كه اسحاق غير از آن پسرى است كه خداوند ابراهيم را به سر بريدن او امتحان كرد ؟ و نيز مگر بازگشت ضمير « فديناه » به پسر قربانى و آمدن نام اسحاق بىدرنگ پس از آن ، نشانگر دوگانگى قربانى و اسحاق نيست « 4 » ؟ در اين باره ابن تيميه مىافزايد : داستان قربانى در سورهء صافات ، خود نشان مىدهد كه قربانى ، اسماعيل است ، در آنجا خداوند مىفرمايد : « فبشّرناه بغلام حليم » ( ما او را به پسرى بردبار مژده داديم ) . از اين آيه مىتوان دريافت آنكه ابراهيم به او مژده داده شده ، 3 ويژگى دارد : پسر است ، رسيده و بالغ است و حليم و بردبار است . و چه حلم و بردبارى بالاتر از اينكه پدر به او پيشنهاد سر بريدن كند و او بگويد به خواست خدا مرا بردبار و پايدار خواهى يافت . همچنين داستان قربانى در قرآن تنها همين‌جا آمده است ، در ديگر جاها مثلا سورهء هود « 5 » ، تنها مژده به اسحاق آمده است ، و آنجا كه در سورهء صافات ، از آنكه ابراهيم به دو مژده داده شده با نام « غلام حليم « 6 » » ( پسرى بردبار ) ياد شده و در ديگر سوره‌ها كه سخن از مژده به اسحاق در ميان است ، او را « غلام عليم « 7 » » ( پسرى دانا ) خوانده است - و دوگانگى اين دو توصيف كه يك جا حليم آمده و جاى ديگر عليم - بىحكمت نمىتواند باشد خود مىتواند نشان دهد كه قربانى كسى جز اسحاق است ، يعنى اسماعيل . به ويژه اين كه وصف حليم ، كه دربارهء قربانى
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى ، 23 / 81 - 84 ؛ تفسير قرطبى ، 15 / 99 - 100 . ( 2 ) . سورهء صافات ، آيهء 107 . ( 3 ) . سورهء صافات ، آيهء 112 . ( 4 ) . عبدالوهاب نجّار ، همان ، 102 ، فتاوى ابن تيميه ، 4 / 332 - 333 . ( 5 ) . سورهء هود ، آيهء 71 - 73 . ( 6 ) . سورهء صافات ، آيهء 101 . ( 7 ) . سورهء حجر ، آيهء 53 ؛ سورهء ذاريات ، آيهء 28 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 142 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو