تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
است ، در اين ترديد و گمانى نيست كه اسماعيل ، نوباوه و نخستين فرزند ابراهيم است و نوباوگى و نخستين فرزندى در ميان بنىاسرائيل شأن و شرفى و الا دارد و از حقوق فراوانى برخوردار است . اما اين سخن دكتر ماير كه گفته بود : اسحاق از چنان شأن و شرف والايى برخوردار است كه هرگونه راهى را بر سنجش او با اسماعيل مىبندد ، چيزى نيست جز تعصبى كور و گزافه‌اى بىپايه و برخاسته از حقد و حسد غربيان نسبت به عربان فرزند اسماعيل . و ما از آن به اين سخن خدا در قرآن پناه مىبريم كه : « ما ميان هيچ يك از فرستادگان او تفاوت نمىنهيم « 1 » » و هر دو برادر را پسران بزرگوار خليل مىشماريم . هم اسحاق را كه در قرآن به « پيامبرى از صالحان « 2 » » توصيف شده است و هم اسماعيل را كه در قرآن با عنوان « راست پيمان و پيامبرى فرستاده « 3 » » از او ياد شده است . اگر چنين است ، چرا ميان فرستادگان او تفاوت بگذاريم ، كه اين نه كار ما كه كار خداست ، كار ما اين است كه به شرافت و كرامت همهء آن بزرگواران - كه ميليون‌ها بار از ما بهتراند - از بن دل ايمان بياوريم - زيرا مقام پيامبرى ، فضل خداوند است كه به هر كه خواهد عطا كند ، و خدا داراى بخشش بىكران است « 4 » - و از خدا بخواهيم اگر دربارهء پيامبران و فرستادگان او سخنى ناروا گفته‌ايم يا نوشته‌ايم ، بر ما ببخشايد و از لغزش‌هامان درگذرد ، چون هدف ما از اين پژوهش ، چيزى نيست جز آنكه در حد توان خويش ، سخن حق را ابراز كنيم . « و ما توفيقى الّا باللّه عليه توكلت و اليه انيب » . « 5 » 7 . اما روايت‌هاى اسلامى گزارش شده از كعب الاحبار و ديگران ، بدين جا باز مىگردد كه مسلمانان به پيامبرى كسانى چون اسحاق ، يعقوب ، يوسف و . . . باور دارند و همين باور زمينه‌اى شده است براى سوء استفادهء گروهى از يهوديان مسلمان شده چون كعب الاحبار و وهب بن منبه « 6 » ، تا از روى قصد و غرض‌هايى ويژه به نقل چنين گزارش‌هايى بپردازند ، افزون بر اينكه اين گزارش‌ها با هم ستيزه‌ها و ناسازىهايى نيز همراه‌اند . مثلا همانان كه از ابن عباس
هامش
( 1 ) .« لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ »( سورهء بقره ، آيهء 285 ) . ( 2 ) .« نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ »( سورهء صافات ، آيهء 112 ) . ( 3 ) .« وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا »( سورهء مريم ، آيهء 54 ) . ( 4 ) .« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »( سورهء جمعه ، آيهء 4 ) . ( 5 ) . سورهء هود ، آيهء 88 . ( 6 ) . بنگريد به آنچه پيش از اين دربارهء « اسرائيليات » گفتيم .