تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
اسماعيل پدر عرب‌ها ، ناگزير يهوديان با عرب‌ها پسر عمو خواهند بود و اين خويشى و پيوند ، عرب‌ها را واخواهد داشت تا با يهوديانى كه ميان آنان زندگى مىكنند يا نزد آنان مىروند ، رفتارى نيكو و دوستانه داشته باشند ، و اين رفتار دوستانهء عرب‌ها زمينه‌هاى تجارت يهوديان در شبه جزيرهء عربستان را فراهم ساخت . اين نويسندهء انگليسى سخن خويش را بر اين پايه و پشتوانه نهاده است كه اوضاع ديانت و عبادت عرب‌ها با دين ابراهيم هيچ پيوندى نداشته است ، زيرا آنان بت‌پرست بوده‌اند و ابراهيم يكتاپرست ، پايه و پشتوانه‌اى كه نمىتواند درست و پذيرفتنى باشد . زيرا از يك سو ، چنان كه دكتر هيكل گفته است ، بت‌پرستى عرب‌ها قرن‌ها پس از ابراهيم و اسماعيل بوده است ، و اين نشان نمىدهد كه آنان در روزگارى كه ابراهيم به حجاز رفت و به يارى پسرش به ساختن كعبه پرداخت ، نيز بت‌پرست بوده‌اند ، و از سوى ديگر ، بت‌پرستى عرب‌ها در روزگار ابراهيم اگر درست نيز باشد ، پشتوانهء سخن « ماير » نخواهد بود . مگر نه اينكه قوم ابراهيم بت‌پرست بودند و كوشش او براى هدايت آنان بيهوده ماند ؟ به همين‌گونه اگر او عرب‌هاى بت‌پرست را نيز به توحيد فراخوانده باشد و آنان نپذيرفته ، و بر بت‌پرستى خويش مانده باشند ، اين چگونه مىتواند پشتوانهء نرفتن ابراهيم و اسماعيل به مكه باشد ؟ بايد گفت داستان درست وارونه است و زمينهء پذيرش رفتن ابراهيم به حجاز از هر سو آماده ؛ ابراهيمى كه از عراق به فلسطين رفت و از آن جا به مصر ، مرد صحرا و مسافرت و مهاجرت است ، راه ميان فلسطين و مكه نيز كه راهى از پيش كوفته و آماده و پر رفت و آمد است ، ديگر جايى براى شبهه و گمان نمىماند . آن هم در رويدادى كه اصل آن را همهء مورخان پذيرفته‌اند . « 1 » افزون بر اين اگر دليل ويليام ماير بر پيوند نداشتن عرب‌ها با ابراهيم ، بت‌پرستى آنان است ، از اين ديد ، اسرائيليان نيز وضع بهترى از عرب‌ها نداشته‌اند ، و بت‌پرستى ميان آنان پس از ابراهيم و پس از ديگر پيامبران ، همچنان پايدار بوده است كه آن را در زمان يعقوب - كه او را اسرائيل نام داده‌اند « 2 » - ؛ و نيز آن‌گاه كه در مصر اقامت دارند « 3 » و هنگامى كه به پيشوايى موسى از مصر بيرون مىروند ؛ و نيز آن زمان كه در صحراى سينا سرگردان مىگردند و . . . « 4 » مىبينيم . از اينها بالاتر ، ميراث دينى يهوديان ، سرشار است از نشانه‌هاى آشكار و گمان‌ناپذير ، بر اين كه
هامش
( 1 ) . محمد حسين هيكل ، همان ، 106 - 107 . ( 2 ) . سفر پيدايش ، 35 : 2 - 4 . ( 3 ) . سفر لاويون ، 17 : 7 ؛ يوشع ، 24 : 14 ؛ حزقيال ، 20 : 7 - 8 ؛ ارميا ، 44 : 8 - 19 . ( 4 ) . سفر خروج ، 22 : 27 - 28 ، 9 : 15 ، 20 : 7 - 26 ؛ سفر تثنيه ، 9 : 7 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 117 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو