عالمان بيت المقدس بود و هر كدام براى خويش معبودى داشت ، برهاند . چيزى كه پس از ابراهيم ، سرپرستان مردم را واداشت تا به جاى قربانگاههاى پراكنده و چندگانه ، قربانگاهى يگانه بسازند . براى اين كار ، نخست خيمهاى فراهم كردند و براى ساختن معبوى ويژه در انتظار فرصت نشستند . در اين جا گفتنى است كه بيت المقدس سالهايى دراز پس از روزگار ابراهيم و موسى است كه اهميت دينى ويژهاى مىيابد . يعنى در روزگارى كه داوود ( ع ) ( 1000 - 960 ق . م . ) در سال هشتم فرمانروايى خويش ، بر آن شهر دست يافت و آنجا را پايتخت خود ساخت « 1 » ، و پس از او پسرش سليمان ( 960 - 922 ق . م . ) معبد مشهور را در آن بنا كرد « 2 » ، و اين بود تا روزگار « يوآش » ( 810 - 786 ق . م . ) ، پادشاه اسرائيل كه با « امصيا » ( 800 - 783 ق . م . )
پادشاه يهودا جنگيد و ديوارهاى اورشليم را از سوى دروازهء افرايم ويران ساخت . « 3 »
اما جنوب - كه از آن چيزى نگفتهاند - تا روزگار « ارميا » و پس از آن ، ارزش و قداست بسيارى داشت ، و واژهء « تيمان » كه مترادف با كلمهء حكمت و مشورت است ، مقابل واژهء « يمن » است با همهء معانى آن در زبان عربى ، كه يكى از معانى آن « اشاره كردن به جنوب » است . در سفر حبقوق آمده : « خدا از تيمان آمد و قدّوس از كوه فاران « 4 » » از اين آشكارتر سخن پرسشگرانهء ارميا است كه : « آيا حكمت از تيمان رخت بربسته و مشورت با دانايان از ميان رفته است ؟ « 5 » » پيش چشم داشتن اين نكتهها ، جوياى حقيقت را با اين پرسش رو به رو مىكند كه چرا نبايد ابراهيم به جنوب به حجاز برود ، او كه از سفر كردن پرهيزى نداشت ، راه جنوب هم كه دربند و دربانى نداشت و به روى او بسته نبود ، و اگر از دو راه يك راه براى او باز بود ، بىگمان آن يك راه ، راه بيت المقدس نبود ، راه حجاز بود .
با اين همه ، خاورپژوه انگليسى « سر ويليام ماير » در كتاب خويش « زندگى محمد « 6 » » داستان را يك سره بىپايه شمرده است و به گزارش دكتر هيكل از او « 7 » ، آن را از « اسرائيليات » دانسته كه قرنها پيش از اسلام ، يهوديان برساختهاند تا با آن خويش را با عربها پيوند دهند و همه را از تبار ابراهيم بشمارند . زيرا اگر پسر ابراهيم ، اسحاق ، پدر يهوديان باشد و برادرش
هامش
( 1 ) . بنگريد به كتاب مؤلف اسرائيل ، 455 - 464 .
( 2 ) . همان ، 464 - 471 .
( 3 ) . سفر دوم پادشاهان ، 14 : 13 - 14 .
( 4 ) . سفر حبقوق ، 3 : 3 .
( 5 ) . سفر ارميا ، 29 : 7 .
( 6 ) .Sir William Muir , The Life of Mohammad , Edinburgh ,1923 .
( 7 ) . محمد حسين هيكل ، حياة محمد ، 90 - 91 .