آورده بود و تا آن روزگار يهوديان برايش بخور مىسوزاندند ، خرد كند . « 1 »
بارى بنىاسرائيل نيز درست مانند عربها تا چند صد سال پس از ابراهيم بت مىپرستيدند ، از اين روى بتپرستى نمىتواند دليلى باشد به پيوند داشتن يا پيوند نداشتن يهوديان يا عربها با ابراهيم . از اينها گذشته ، آيا تبار نخستين ابراهيم به جزيرة العرب نمىرسد ؟ و آيا پدران او پيشترها ، مانند اقوام سامى ديگر ، از صحرا نگريخته و به سرزمين حاصلخيز هلال خصيب ( حجاز ) كوچ نكرده بودند ؟ پس چرا نپذيريم كه ابراهيم نيز - كه مرد صحرا و سفر بوده و چونان بيابانگردان كوچ نشين زندگى مىكرده - به اين انديشه افتاده باشد كه به سرزمين پدران خويش - نمىگويم براى ماندن - دست كم براى ديدار و تجربه ، سرى بزند .
از همهء اينها آشكارتر و گوياتر ، دليلى زبانشناختى است ، يعنى نزديكى آشكار زبان حجازيان با زبان نبطيان يا نباتيان ( فرزندان نبات پسر اسماعيل پسر ابراهيم ) ، زيرا زبان حجازيان مستقيما از زبان يمنى برنيامده است بلكه در فرايندى دور و دراز از زبان كهن عربى « 2 » به آشورى و از آن به آرامى و از آن به نبطى و از آن به قريشى دگرگونى پذيرفته است .
و بدينگونه زبان نبطيان با زبان قريشيان نزديكى و پيوند يافته است ، نزديكى و پيوندى در زمان و مكان و يا در مراتب تطوّر و دگرگونى ، و اين پيوند زبانى خود نشان آشكارى است بر پيوند نژادى حجازيان با نبطيان ، فرزندان اسماعيل ، و اين پيوند نژادى چيزى نيست كه نسبشناسان يا فقيهان و دانشمندان مسلمان برساخته باشند ، بلكه واقعيتى تاريخى است كه اسناد زبانى و فرهنگى به دست آمده از كاوشها و يافتههاى جديد باستانشناسى و . . . آن را پاس داشتهاند . « 3 »
هامش
( 1 ) . دوم پادشاهان ، 18 : 4 .
( 2 ) . دربارهء پيوند زبانى عربها و مصرىها و اندازهء اثرگذارى هيروگليف مصرى در خط سامى جنوبى ، بنگريد به مقالهء مؤلف « العرب و علاقاتهم الدولية » . نيز : عبدالمنعم عبدالحليم ، دراسة تاريخية للصلات و المؤثرات الحضارية بين حضارة مصر الفرعونية و حضارات البحر الاحمر ، 118 - 122 ؛ نيز :H . Jensen , Sign , Symbol and Script , an Account of Man's Efforts to Write , p .350 ؛I . Leibovitch ,"Les Inscriptions Protosimaitiques " , MIE ,24 ، 1934 ،p. 21ff ; M . Sprengling , The Alphabet , its Rise and Development frome the Sinai Inscriptions , p .64 .
( 3 ) . پژوهشگران بر ايناند كه نبطيان عرباند ، و در عرب بودن به عربهاى قريش و حجاز نزديكتراند تا