( 301 / 4 ) گسيل شدن سفير أبو بكر به سوى هركليوس براى فرا خواندن وى به صلح با اسلام
الأخبار الطّوال ، ابو حنيفه دنيوى ص 21 - 22 ؛ دلائل النبوّة ، ابو نعيم ، چاپ حيدرآباد دكن 1 / 9 - 11 ؛ دلائل النبوّة ، بيهقى 1 / 342 - 348 ؛ الوفاء لأحوال المصطفى ، ابن الجوزى ص 720 - 727 ؛ تاريخ الإسلام ، ذهبى ، خطّى پاريس ج 1 ، برگ 90 / الف - 93 / الف ؛ تفسير ابن كثير 2 / 251 - 253 ذيل آيهء 157 / أعراف ؛ سبل الهدى و الرشاد ، محمد بن يوسف شامى 1 / 157 - 160 .
محشّى به الخصائص الكبرى 2 / 127 نيز ارجاع داده است .
مقابله كنيد : تفسير قرآن ( به زبان اردو ) ، سيد احمد خان از على گره ، در سورهء يوسف ج 7 ص 34 - 35 ( ترجمه بدون متن عربى ) ؛ المعجم الكبير ، الطّبرانى ( حرف دال ) باب دحية بن خليفه ، و حرف صاد باب صخر ( ابو سفيان ) بن حرب ، نيز شايد حرفهاى : عين و نون و هاء ، بابهاى : عبادة الصامت ، نعيم بن عبد اللّه و هشام بن العاص كه اعضاى اين سفارت بودند ؛ ولى ما نتوانستيم نوشتههاى اين نامه را پژوهش كنيم . البداية و النهاية ابن كثير 6 / 63 - 64 بر پايهء تأكيد محشّى دلائل النبوّة ، نوشتهء بيهقى .
بنگريد :
Louis Brehier Civilisation byzantine , paris 1950 p . 2 q 1 - 2 q 2 - Humidullah Les
ambassades du prophete et d , Abu Bakr aupres de I'empereur Heracliuset Ie Livre byzuntin de la predcation des destinees et l' ambassade du prophete en chine , dans cannais Sance de 1 ' I slam , Paris No . 7 , mai 1981 p . 14 - 20 .
خليفه أبو بكر صديق ، لشكرى به فرماندهى اسامه بن زيد ( ر ، ض ) به آبل در فلسطين گسيل كرد تا كسانى را كه سفير پيامبر ( ص ) را كشته بودند ، تعقيب كنند . چون اين لشكر به آنجا تاخت و بازگشت ، هركليوس سپاهى گرد آورد . پس أبو بكر لشكرى نه به قصد جنگ ، به قيساريّه در فلسطين فرستاد و سفيرانى به سوى روم روانه كرد تا هركليوس را به صلح و اسلام فرا خوانند . هشام بن عاص اموى ، عبادة بن صامت و نعيم ابن عبد الله ، در اين هيئت بودند . آنان در قسطنطنيه پايتخت روم ، با هركليوس ديدار كردند . هركليوس تصويرهاى پيامبران را كه گمان مىكرد كار دانيال نبى است ، به آنان نشان داد . تصوير پيامبر اسلام ( ص ) نيز در ميان اين تصويرها بود و نمايندگان أبو بكر ، بىدرنگ آن را شناختند . هركليوس تحت تأثير قرار گرفت و در دل اسلام آورد ، ولى نخواست آن را بپذيرد و در برابر خليفه فروتنى كند .
در روايات ، به نامهاى مكتوب از سوى أبو بكر به هركليوس ، تصريح نشده است . تاكنون در روايت عبادة بن صامت و هشام بن العاص ، به همان داستان ( داستان تصوير پيامبران ) ، دست يافتهايم .
طبرانى داستان تصوير پيامبران را ، در موضوع سفارت دحية بن خليفه از سوى پيامبر براى هركليوس ياد مىكند . نمىدانيم اين رويداد در هر دو سفارت رخ داده ، يا آن ، اشتباهى است از سوى راوى طبرانى كه اين داستان را به جاى اينكه به هيئت نمايندگى أبو بكر نسبت دهد ، به دحيه بن خليفه ، پيوند داده است .
ما نخست روايت دينورى را كه از همهء روايتها كهنتر و از زبان عباده صامت ( ر . ض ) روايت شده است ، مىآوريم و آنگاه در پى بىآن ، روايت هشام را كه كاملتر است ، خواهيم آورد .