تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
سپس گفت : به جز در أبو بكر ، همهء درهايى را كه به مسجد الحرام باز مىشود ، ببنديد . من سراغ ندارم كه كسى در همراهى و هم سخنى با من ، برتر از ديگرى باشد . اگر كسى از بندگان را براى خود دوست بر مىگزيدم ، او أبو بكر مىبود ، البته به عنوان يك همنشين و برادر دينى ( 1 ) تا اينكه خداوند ( در جهان ديگر ) ما را با هم گرد آورد . يكى از پيامبر پرسيد : سبب بستن بعضى درها و بازگذاشتن بعض ديگر چيست ؟ گفت من آنها را از سوى خود ، باز و بسته نمىگذارم . عمر گفت : اى پيامبر خدا به من اجازه فرما كه روزنى باز كنم تا زمانى كه تو به نماز مىروى به تو نگاه كنم . پيامبر گفت : نه . . . ! ( 2 ) سپس پيامبر خطاب به انصار فرمود : شما در نظر من ، از دوست‌داشتنىترين مردمانيد . اگر هجرت نبود من از انصار مىبودم . شما پس از من در حقّ خود ، نابرابرى خواهيد ديد ؛ از اين رو تا آنگاه كه مرا ببينيد بردبار باشيد ، وعده من با شما ( در كنار ) حوض ( كوثر ) است . اى گروه مهاجران ! يكديگر را به داشتن رفتار نيك با انصار ، سفارش كنيد ؛ زيرا مردم افزون طلب‌اند ، ولى انصار چيزى بر آن حالت كه بودند ، نمىافزايند . ايشان گنجينهء راز من بودند كه بدان پناه آوردم ؛ پاىافزار منند كه با آن گام بر مىدارم و جايگاه خوراك من هستند . پس ( حرمت ) مرا در ميان ايشان نگاه داريد ؛ از اين رو ، بزرگوارانشان را گرامى داريد ؛ نكوكاران انصار را بپذير و از لغزش بدانشان چشم بپوشيد . . . ( 3 ) سپس پيامبر از أسامه ياد كرد و فرمود : لشكر او را روانه كنيد - سه بار اين جمله را تكرار كرد - و آنگاه گفت : شما پيش از اين دربارهء فرماندهى پدر او ( سخنانى ) گفتيد ؛ به خدا سوگند كه او نيز مانند پدرش ، شايستهء فرماندهى است . به راستى كه وى يكى از دوست‌داشتنىترين مردم در نظر من بود . ( 4 ) 1 . پيامبر گرامى اسلام بر اساس آيهء
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ »
( حجرات / 10 ) ، همواره مىكوشيد كه مسلمانان را به يكديگر نزديك و نزديكتر گرداند . اين كار را از خود آغاز مىكرد و خود را برادر يك يك مسلمانان مىناميد . به همين منظور در نخستين سال هجرت بر آن شد كه ميان مهاجران و انصار ، پيوند برادرى برقرار كند و انصار و مهاجران را دو به دو برادر هم ناميد . ولى از آن ميان تنها امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) را برادر خود معرفى كرد . ابن هشام مىگويد : به خدا پناه مىبريم در اين باره سخنى كه گفته نشده است ، به پيامبر نسبت دهيم . « فقال [ النبىّ ] : تاخوا فى اللّه أخوين أخوين ؛ ثمّ أخذ بيد علىّ بن أبى طالب فقال : هذا أخى . فكان رسول اللّه ( ص ) سيّد المرسلين و إمام المتّقين و رسول رب العالمين ، الّذى ليس له خطير و لا نظير من العباد و علىّ بن ابى طالب ( ر . ض ) أخوين » ( السيرة النبويّة 2 / 151 - 150 ) . ( در راه خدا دو به دو با هم برادر باشيد . سپس دست على بن ابى طالب را گرفت و گفت : اين برادر من است . پس پيامبر خدا ( ص ) سرور پيامبران و پيشواى پرهيزكاران و فرستادهء پروردگار جهانيان كه در ميان بندگان خدا بىمانند است و على بن ابى طالب با هم برادر شدند ) . م . 2 . درون متن ، افزوده‌اى توضيحى از مؤلف آمده كه چون درون متن خطابهء پيامبر جاى گرفته و به موضوعى جدا از متن خطابه مربوط مىشد ، از ترجمهء آن ، چشم پوشيدم . م . 3 . اينجا نيز مؤلف محترم ، توضيحى به دور از نياز متن ( در درون متن خطابهء پيامبر ( ص ) ) آورده است كه آن را ترجمه نكردم . م . 4 . در اين جمله‌ها پيامبر خدا دربارهء سياست خارجى با مردم روم بيزانس به مسلمانان آموزش مىدهد چون‌كه روميان يكى از سفراى پيامبر را كشته بودند . نيز پيامبر در اين جمله‌ها به صراحت مىگويد : فرقى ميان كسى كه از مادر آزاد زاده شده -