در كمال ظهور ووضوح است كه سند طبرانى از شعيب بن رزيق تا آخر با سند دارقطنى موافق است ، ومتن أو با متن دارقطنى مطابق ، آرى قبل شعيب بن رزيق در سند دارقطنى وسند طبرانى اختلاف است ، وظاهراً ابن الهمام تا حال با اين همه تحقيق وتبحر از اصطلاح متابعت كه نهايت شايع وذايع است وادانى طلبه علوم حديث آن را مىدانند واقف نگرديده ، متابعت را بر معناى مخترع ومبتدع حمل كرده ، يعنى به اختلاف راوي از شعيب بن رزيق دعوى متابعت عطا آغاز كرده .
وكاش اگر از غير شعيب اين روايت را از عطا نقل مىكرد وباز دعوى متابعت عطا مىكرد حاميان أو را مىرسيد كه مىگفتند كه : ابن الهمام بيچاره متابعت را بر معناى لغوى حمل مىكند ، وبه سبب انهماك ‹ 1701 › در رأى واستحسان از مصطلحات علماى أعيان وخدّام أحاديث سرور انس وجان ( صلى الله عليه وآله وسلم ) خبري ندارد ، وتشبّث بما لا ينفع مىنمايد ، لكن در اين صورت كه نه متابعت اصطلاحى متحقق است ونه متابعت لغوى ، اتباع ابن الهمام عذرى بارد هم بر زبان نمىتوانند راند ( 1 ) ، فكلام ابن الهمّام إنّما يورث الهمّ لأتباعه الأعلام ، ويجلب الغمّ على أشياعه الفخام .
وعلامه ابن القيّم در “ زاد المعاد “ أولا از موقعين ثلاث در احتجاج بر مذهبشان نقل كرده :
هامش
1 . كلمه : ( راند ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .