تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
أو ننموده ، لهذا معلّى بن منصور ثقة ومعتمد باشد ، واين كلامي است نهايت واهى ، وبر طلبه علوم پر ظاهر است كه اگر سندى را كسى از علماى متقدمين به سبب يك راوي قدح كند ومتأخر به تأييد آن قدح راوي ديگر بيان كند ، ترك أول اين قدح را ، قدح در اين قدح نمىكند . وقطع نظر از اين ، از اين كلام ابن الهمام نهايت جلالت وعظمت ونبالت وغايت تبحر ونقد وتحقيق بيهقى ثابت است كه أو چندان محقق ومنقّد است كه محض عدم قدح أو را در حديث - به وجود معلّى بن منصور - دليل انتفاى قدح به اين سبب مىگرداند ، پس هرگاه ترك قدح بيهقى ، قادح در قدح باشد ، قدح بيهقى در اين حديث بلا ريب معتبر ومعتمد باشد ، وقدح در ثبوت حديث كند ، وقدح ابن الهمام در اين قدح حسب افاده خودش مقدوح باشد . اما دعوى ابن الهمام ظهور متابعت عطاء خراساني . پس ناشى از متابعت هواجس نفساني ومشايعت وساوس ظلمانى است ، وهمانا در پى حبّ باطل وعداوت حق هوش وحواس بأخته ، سراسيمه وبي خود گرديده ، نافهميده وناسنجيده كلمات بي ربط كه ادانى طلبه استحيا از آن مىكنند ، بر زبان رانده ; زيرا كه متابعت عطا وقتي ظاهر مىشد كه روايت اين حديث ، از شخص ديگر غير عطا نقل مىكرد ، يعنى به جاى عطا شخص ديگر در سند طبرانى مذكور مىبود ، حال آنكه هرگز ابن الهمام در سند طبرانى شخص ديگر را به جاى عطا ذكر نكرده ، بلكه از قول أو : ( سنداً ومتناً )