ونووى - با آن همه تبحر وطول باع ووفور مهارت وكثرت اطلاع وتقدم در فضل وكمال وتبحر در أنواع فنون - حرفى عجيب بر زبان آورده ، يعنى دعوى كراهت اين قول آغاز نهاده ، عجب از چنين فاضلى ماهر كه زبان به چنين ادعاى لا يعنى ومجمل آلايد !
بالجملة ; اگر مراد نووى از كراهت حظر وتحريم است ، پس بطلانش از ما سبق دريافتى كه وجهي براي تحريم نيست ، وبطلان آن از آثار صحابه وأهل بيت ( عليهم السلام ) ظاهر .
واگر غرض ومقصود از كراهت ، كراهت تنزيهي است ، پس ( 1 ) اين ادعا طرفه تر از ادعاى تحريم است كه ( 2 ) هيچ دليلي وحجتي موهوم هم بر اين ادعاى بي أصل نيست .
خدا داند كه نووى را چه عصبيّت درگرفته كه در مقام تحقيق حكم شرعي ( 3 ) چنين حرف واهى وباطل بر زبان آورده ( 4 ) .
ومع ذلك اگر فرض كنيم كه دليلي هم بر كراهت متوهم شود ، مردود خواهد شد به فعل جناب امام زين العابدين - سلام الله عليه وآبائه الطاهرين - كه
هامش
1 . حرف : ( پس ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
2 . در [ ج ] به جاى حرف : ( كه ) ، لفظ : ( واو ) آمده است .
3 . در [ ج ] به جاى عبارت : ( مقام تحقيق حكم شرعي ) تعبير : ( معارك مهره وكاملين ) آمده است .
4 . [ ج ] : ( مىآرد ) .