ولله الحمد كه بطلان وشناعت حكم خلافت مآب به مثابه [ اى ] رسيده كه فقهاى أربعة قول أو را ترك كردند ، وبا وصف آن همه جسارتها كه از “ محلى “ ابن حزم ظاهر است ياراى تقليد اين حكم قبيح نيافتند !
وچسان ميلان به آن مىكردند كه آن را مخالف صريح حكم نبوي كه به روايت عمران بن حصين وأبى ذر وعمرو بن العاص وغير ايشان صحيح شده يافتند ( 1 ) .
ومقام مزيد تحير وتعجب اين است كه شاه ولى الله چنين حكم شينع را - كه حسب افاده خودش فقهاى أربعة آن را ترك كردهاند وآن را مخالف أحاديث صحيحه نبويه يافته - در فقهيات خلافت مآب - كه مزيد افتخار ومباهات بر آن دارد وكمال فضل وجلالت خلافت مآب به آن ثابت كردن مىخواهد - وارد كرده ، آن را از جلائل دلائل مزيد مهارت وفقاهت آن قائل : ( كلّ الناس أفقه من عمر حتّى المخدّرات في الحجال ) ، شمار كرده ، لكن ليس هذا بأول قارورة كسرت ، اين بزرگ به مزيد جسارت ونهايت استحيا وكمال بيخودى در حمايت خلافت مآب بسيارى از جهالات وبدعات را - كما علمت وستعلم - در فقهيات أو شمار كرده ! !
وباز در صدر آن رجز خوانى غريب آغاز كرده ‹ 1869 › حيث قال :
فقير را - عفى عنه - سألها به خاطر مىگذشت كه مذهب حضرت عمر . . .
هامش
1 . كلمه : ( يافتند ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .