تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
وهرگاه ابن عباس را پدر بزرگوار أو از ابتدأ به چيزى نزد عمر منع كرده باشد ، پس چگونه اين روايت را دليل سلب هيبت عمر از ابن عباس توان ساخت ، بلكه اين روايت به ضميمه افاده شارح محقق مثبت مزيد هيبت خلافت مآب نزد ابن عباس است كه پدر بزرگوارش به تأكيد أكيد أو را از جسارت بر عمر منع كرده ، ومزيد هيبت أو در قلبش افكنده . وثالثاً : به آنكه اين روايت مثبت طعن عظيم در حق صحابه كبار است كه أشياخ بدر - با آن همه جلالت شأن ورفعت قدر در مراتب ايمان - به سبب ادخال خلافت مآب ابن عباس را در ايشان به جان رنجيدند ، ودخول أو را با آن همه جلالت وقرب وقرابت نبويه نپسنديدند ، واعتراض وايراد بر خلافت مآب آغاز نهادند ، وابناي خود را مثل ابن عباس گمان كردند ، پس هرگاه حال حسد وعداوت أشياخ بدر نسبت [ به ] ابن عباس به اين مثابه باشد كه رضا به ادخال أو با خودشان در مشاورات دينيه ندهند ، چسان از ايشان توقع بايد داشت كه راضى به حصول مراتب رفيعه دنيوية براي أهل بيت نبوي [ ( عليهم السلام ) ] مىشدند وخلافت حقه را بر مركز قرار مىدادند ؟ ! ابن حجر در “ فتح الباري “ در شرح اين حديث گفته : قوله : ( لِم تدخل هذا معنا ولنا أبناء مثله ) ولابن سعد - من طريق عبد الله ( 1 ) بن أبي سلمان - ، عن شعبة ( 2 ) بن جبير : كان
هامش
1 . في المصدر : ( عبد الملك ) . 2 . في المصدر : ( سعيد ) .