بالجملة ; عبارات نووى وعسقلانى وابن الهمام وابن القيّم - كه سابقاً گذشته - براي ردّ اين توهم باطل واختراع واهى ابن روزبهان ومزيد تخجيل أو كافى ووافى است ، بحمد الله أهل حق را احتياج دفع آن نيست .
دوم : اينكه بنابر دعوى ابن روزبهان معناى حديث اين است كه در زمان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وأبى بكر وشروع خلافت عمر سه طلاق دفعتاً واحدة مىگفتند ، يعنى امر غير مشروع به عمل مىآوردند ، وعمر از آن نهى كرده ، حال آنكه نهى عمر از اين معنا هرگز ثابت نمىشود ، وكدام لفظ حديث بر آن دلالت دارد ؟ اندك انصاف بايد داد وبيان نمود ، واز تفوّه به چنين خرافات واُضحوكات كه منافى دأب أهل علم است استحيا بايد كرد .
سوم : آنكه از منطوق اين حديث ظاهر است كه عمر سه طلاق را كه دفعتاً واحدة واقع مىشود امضا كرده ، چنانچه لفظ ( فأمضاه ) دلالت بر آن دارد ، پس اين كلام را بر اين معنا حمل كردن كه : عمر از طلاق ثلاث نهى كرده ، طرفه ماجراست ! وبدان مىماند كه كسى در تفسير فقره : ( أباح فلان النبيذ ) بگويد كه : معنايش اين است كه : أو از نبيذ نهى كرده .
ونيز ( أجيزوهنّ ) كه در روايت مسلم مذكور است نصّ صريح است بر آنكه اجازه طلقات ثلاث نموده .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٤٠