تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
واما استعجاب از انكار خروج از ظاهر حديث ، نيز محل استعجاب است ; زيرا كه مراد مازرى از ظاهر در اينجا مدلول حديث است كه يدلّ عليه قوله : ( ولو كان كذلك لم يجز للراوي أن يخبر ببقاء الحكم في خلافة أبي بكر وبعض خلافة عمر ) ( 1 ) . وتغليط تغليط مازرى ظهور نسخ را در زمان عمر واستعجاب از آن نيز غلط است وموجب عجب ; زيرا كه اگر عدم اعتبار سه طلاق در زمان أبى بكر وعمر از بعض اشخاص به سبب عدم اطلاع بر نسخ مىبود ، وناسخ در واقع نزد بعض ديگر موجود بود مىبايست كه آن بعض ديگر ناسخ را ظاهر مىكردند ، وعهد خلافت خليفه أول وثاني را از وصمه ( 2 ) ارتكاب حرام محفوظ مىداشتند ، وإذ ليس فليس ( 3 ) .
هامش
1 . [ الف ] وعبارت تورپشتى متضمن عدم جواز تحديث صحابي ناسخ را با منسوخ بلابيان نسخ ، وعدم جواز تحديث سنّت متروكه كه سابقاً گذشته نيز مؤيّد اين تقرير مازرى است . [ يعني قوله : ولم يكن الصحابي ليتحدّث بالناسخ مع المنسوخ من غير بيان عِلمه بذلك ، أو يذكر السنّة المتروكة ، وقد عرف أن النبيّ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) عدل عنها . ( وقد تقدّم في أواخر طعن الحادي عشر من مطاعن عمر ( متعة الحجّ ) عن الميسر في شرح مصابيح السنّة 3 / 984 ) ] . 2 . وصمه : ننگ ، عار . مراجعه شود به لغت نامه دهخدا . 3 . حاصل آنچه ابن حجر از مازرى نقل كرده واشكالات أو اين است كه : ادعاى نسخ در مسأله طلاق ثلاث باطل است ، چون يا عمر حكم را نسخ كرده ، يا در زمان پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نسخ شده وظهور آن در زمان عمر بوده ، در صورت أول پاسخ اين است كه عمر حق نسخ ندارد ، ودر صورت دوم پاسخ اين است كه پس چرا راوي گفت : حكم سابق تا زمان خلافت أبو بكر وعمر باقي بود ؟ ! پس اولين اشكال ابن حجر - كه ناظر به صورت دوم است لقوله : ( إجماعهم يدلّ على ناسخ ) - وارد نيست . مطلب دوم : مازرى گويد : لازمه پذيرفتن وقوع نسخ در زمان پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) رفع يد از ظاهر اين حديث است ; زيرا كه در اين حديث آمده كه : حكم سابق در زمان پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وخلافت أبو بكر وابتداى حكومت عمر هم باقي بود . اشكال دوم ابن حجر اين است كه : خروج از ظاهر به جهت جمع بين أدله اشكال ندارد . مؤلف ( قدس سره ) مىفرمايد : اين كلام از ابن حجر عجيب است ( چون اين دست برداشتن از مدلول حديث است نه جمع بين أدله ) . سومين اشكال ابن حجر هم بر مازرى اين است كه چرا مىگويى : ظهور وانتشار ناسخ در زمان عمر غلط است ؟ ! اين حرف عجيبى است . مؤلف ( رحمه الله ) مىفرمايد : اشكال ابن حجر عجيب است ، چگونه ممكن است كه ناسخ نزد صحابه موجود باشد ولى در اين مدت طولانى هيچ كس آن را اظهار نكند ؟ !