هذا - ، ونقّاد حديث قبل مصنفين وبعد آن موافقت كردهاند در قول به اين حديث وحكم كردهاند به صحت آن ، وتلقّى كردهاند “ صحيحين “ را به مدح وثنا ، وأئمة فقه هميشه استنباط مىكنند از آن واعتماد مىنمايند بر آن واعتنا مىكنند به آن ، وعامه هم خالى از اعتقاد وتعظيم آن نيستند .
[ نتيجة آنكه : كلامي كه ابن حجر از بيهقى در “ فتح الباري “ نقل كرده كه روايت ابن عباس را به جهت تفرّد مسلم به نقل آن شاذّ گفته ، لايق اعتنا نباشد وبر مبناى خودشان مردود است . ]
وآنچه ابن منذر از استبعاد مخالفت ابن عباس حديث محفوظ خود را بر زبان آورده .
پس جوابش آن است كه عقل خالص وصافي از شوائب أوهام وذهن غير مؤوف ( 1 ) به تقليد كبرا واعلام بداهتاً حكم مىكند كه چيزى كه صحابي از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نقل كرده وحواله آن به عهد أبى بكر هم نموده است أولى وأرجح وأليق وأحق است به اخذ واعتنا از محض فتواى أو بر تقدير ثبوت وعدم تأويل هم ; چنانچه خود ابن حجر نيز ( 2 ) اين معنا [ را ] ذكر كرده ،
هامش
1 . مؤوف : آفت زده ، آسيب ديده ، قال ابن منظور : طعام مؤوف : أصابته آفة . ( لسان العرب 9 / 16 ) .
2 . كلمه : ( نيز ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .