تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كمال عجب كه اطلاع بر اراده خود خلافت مآب از اين قول كه صراحتاً دلالت دارد بر اراده امتناع شاهد ناممكن وممتنع گردد ، وأهل حق بر ادعاى اين اراده مطعون وملوم ومدّعى خاصّه خدا گردند ; وابن الهمام به محض أوهام براي خلافت مآب علم قصد مردم تجديد طلاق را از سه صيغه بر خلاف سيره مستمره زمان جناب سرور انس وجان ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ثابت نمايد وهيچ اشكالى وتوهينى وتهجينى به أو متوجه نگردد ! ونيز در تحفه به جواب طعن دوم از مطاعن عمر گفته : واين قصه سراسر واهى وبهتان وافترا است هيچ اصلى ندارد ، ولهذا أكثر اماميه قائل اين قصه نيستند ، وگويند كه : قصد سوختن آن خانه مبارك كرده بود لكن به عمل نياورد . وقصد از أمور قلبيه است كه بر آن غير از خداى تعالى ديگرى مطلع نمىتواند شد . ( 1 ) انتهى . پس هرگاه اطلاع بر قصد عمر ناممكن ومحال ومخصوص به خداى ذو الجلال باشد ، عجب است كه چگونه خود عمر را وقوف به قصود قلوب وعلم غيوب - با وصف ارتكاب آن همه عيوب - حاصل گرديد . وثانياً : آنكه اگر امضا به جهت علم به قصد تجديد مىبود ، عمر در توجيه آن همين وجه را ذكر مىكرد ، حال آنكه ‹ 1741 › وجهي كه ذكر كرده
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 292 .