تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
ونيز تعديد ذكر اين معايب [ را ] از قبيل مناصحت ناس ، محض مكابره ووسواس است ; زيرا كه آنفاً خودش تصريح كرده است به آنكه اين معايب أمور قادحه در خلافت است ، وبه اين سبب نهايت مرتبه بر خود پيچيده ومضطرب گرديده وآن را حتماً وقطعاً كذب باطل ودروغ لا حاصل دانسته وچندان در توهين آن كوشيده كه صاحب آن را جاهل بالاخبار وكذّاب بلكه جاهل به طريقه وضع هم گمان كرده ، پس اگر ذكر اين معايب از باب مناصحت است چرا اين همه زور وشور بر تكذيب وابطال مىدارد ؟ ! واز عبارت ابن تيمية - كه آنفاً گذشته - ظاهر است كه : ابن تيمية طعن عمر را در أصحاب شورى انكار نمىكند لكن مىگويد آنچه حاصلش اين است كه : طعن عمر بر ايشان چنان طعن نبود كه مثبت أحقيت غير اين أصحاب به خلافت باشد ، بلكه نزد عمر كسى أحق از ايشان به خلافت نبود ، لكن عمر به تعديد مطاعن ايشان بيان عذر خود كه مانع از تعيين يكى از ايشان است نموده ، وكراهت كرد تقلد ولايت معين را وكراهت نكرد ( 1 ) تقلّد تعيين سته را كه كسى أحق از ايشان نبود . ( 2 ) انتهى محصله . واين كلام مخدوش است به وجوه عديده : أولا : آنكه حسب إفادات أهل سنت طعن بر صحابه مثبت كفر وزندقة است .
هامش
1 . در [ الف ] ( نه كراهت كرد ) آمده است كه اصلاح شد . 2 . لاحظ : منهاج السنة 6 / 157 .