تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
وثانياً : تفويض امر خلافت به مطعونين - گو أفضل از ديگران باشند - ناجايز است . وثالثاً : افضليت طلحه وزبير وعبد الرحمن وسعد وعثمان كه خود عمر فضائحشان بيان كرده از ديگر صحابه على الاطلاق باطل محض است ، وهيچ دليلي بر آن اقامه نكرده ، ومجرد زعم عمر كي لايق التفات است ؟ ! وبطلان آن قطعاً بر متتبع سير ديگر صحابه وناظر فضائل ايشان مخفى نخواهد بود ، كما سيجيء نموذجه إن شاء الله تعالى . ورابعاً : بالفرض اگر اين صحابه از ديگر صحابه أفضل باشند لكن بلا شبهه از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) مفضول بودند به اين سبب كه خود عمر در اين أصحاب فضائح وقبائح ثابت كرده وبرائت جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) از اين مطاعن ظاهر است ; ومزاح آن حضرت ‹ 1536 › كه ذكرش نموده از جمله فضائل ومحامد أوصاف است نه جاى طعن أهل اعتساف ، پس با وصف موجود بودن جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) تفويض خلافت به ديگران ضلال وعناد محض است . وخامساً : كراهت از تقلد ولايت يكى از شش كس با وصف تفويض خلافت به ايشان وجهي ندارد ; چه اگر ايشان استحقاق خلافت داشتند پس در تعيين يكى از ايشان حرجى نبود ، واگر لايق خلافت نبودند پس تفويض خلافت به ايشان ولو اجمالا ناجايز باشد .