لا يطاق نمايد هيچ مقام استغراب نيست .
وعجب است كه ابن تيمية در اينجا مشغول به اثبات استحاله شرعي وعقلي براي قتل أصحاب شورى گرديده ، وبعد اين جواب از مزيد بي باكى اين همه را نسياً منسياً ساخته ، در صدد اثبات جواز قتل اين أصحاب بر آمده ، وآن را ‹ 1638 › موافق حق وعين صواب گمان كرده ( إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ ) ( 1 ) .
واز كلمه : ( وقد أعاذ الله الأنصار من ذلك ) كه حاصلش آن است كه : به درستى كه در پناه داشته است حق تعالى أنصار را از قتل يكى از أصحاب شورى ، فكيف بقتل كلّهم ، نيز كمال شناعت وفظاعت ومزيد قبح ورسوايى قتل أصحاب شورى وامر به آن ظاهر وباهر است ، پس شناعت اثبات جواز قتل أصحاب - كه ابن تيمية در ما بعد به صدد آن برآمده - به اعتراف خودش
هامش
1 . سورة ص ( 38 ) : 5 .