عمر به جواب أو گفت كه : به درستى كه من ديدم از أصحاب خود حرص بدى را ! وبه درستى كه من گردانندهام اين امر را به سوى اين شش كس كه وفات كرد حضرت رسول خدا [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] در حالي كه آن حضرت از ايشان راضى بود ، وبعد از آن گفت كه : اگر درمىيافت مرا يكى از دو مرد پس مىگردانيدم اين امر را به سوى أو ، هر آينه وثوق مىكردم به أو : سالم مولى أبى حذيفة وأبو عبيدة بن الجراح .
واز اين روايت علاوة بر تمنّاى استخلاف سالم وتجويز خلافت براي أو ، اين هم ظاهر است كه خلافت مآب به أصحاب خود حرص بد را نسبت داده ، واين معنا را مانع استخلافشان كرده .
پس اگر مراد از اين أصحاب همين أصحاب شورى اند ، همان تهافت وتناقض وطعن بر أصحاب كبار دامن خلافت مآب نمىگزارد ( 1 ) .
واگر مراد غير ايشانند باز هم طعن خلافت مآب بر أصحاب ثابت مىشود ، چه ظاهر است كه غرض سعيد بن زيد استخلاف بعض أصحاب جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بود نه كسى از غير ايشان ، پس در جواب أو طعن غير أصحاب ذكر كردن عبث است .
وابن سعد در “ طبقات كبرى “ گفته :
أخبرنا عفّان بن مسلم ، ( نا ) حماد بن سلمة ، عن علي بن زيد
هامش
1 . يعنى : رها نمىكند .