تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
كمال وقاحت پا در ميدان تهمت وبهتان مىگذارند ونمىدانند كه ادعاى صلاحيت طلحه براي خلافت محض معارضه ومعانده وتكذيب وتجهيل وتضليل خليفه نبيل است ! وعجب است از ديانت وورع وتقواى خلافت مآب كه خود به اين مرتبه مزيد شناعت وقبح استخلاف وتوليت طلحه بيان مىفرمايد وباز امر خلافت را به سوى أو مىگذارد وأو را در أصحاب شورى مىگرداند . وبه هر صورت امكاني ندارد تخليص گلوى خلافت مآب از طعن ولوم چه اگر طلحه لايق خلافت بود اين قدح وجرح وتقبيح وتفضيح - خصوصاً به لحاظ صحابيت طلحه - موجب تفسيق وتقبيح بلكه تضليل وتكفير آن خليفه نحرير است ; واگر لايق خلافت نبود - چنانچه [ پاسخ ] واقعي همين است وخود خلافت مآب هم به آن اعتراف كرده - پس ادخال أو در شورى محض ضلال واضلال ومعانده خداى متعال ومعارضه رسول وآل - صلى الله عليهم ما زفّ آل ( 1 ) - است . وكاش ابن أبي الحديد بر روايتي كه خودش از شيخ خود جاحظ نقل كرده نظري مىانداخت وخود را از زحمت اين توجيه غير وجيه وتأويل ‹ 1546 › عليل - كه آحاد طلبه را از تفوه به آن شرم دامن گير مىشود - باز مىداشت ; چه
هامش
1 . كذا ولا نعرف له معنى مناسب .