پنجم : از روايت “ تهذيب غريب الحديث “ تبريزى واضح است كه : عمر بعد اثبات ضعف ‹ 1539 › عبد الرحمن فرموده كه : اين امر صالح نمىشود براي آن مگر ليّن به غير ضعف وقوى به غير درشتى ( 1 ) ، پس به اين كلام صراحتاً نفى صلاحيت خلافت از عبد الرحمن به ترتيب شكل أول فرموده ; وبعد چنين تصريح صريح زعم اين معنا كه خلافت مآب ضعف عبد الرحمن را مانع از امامتش نمىدانست مكابره [ اى ] است به غايت فضيح وقبيح .
وعند الإمعان در قول ابن أبي الحديد : ( ولا يصلح لها لضعفه ) ودر اين قول خلافت مآب فارقى نيست كه هر دو دلالت بر نفى صلاحيت عبد الرحمن براي خلافت دارد ، بلكه قول خلافت مآب أبلغ است كه در آن ترتيب شكل أول است ومثبت مزيد بلاغت خلافت مآب ودخلشان در معقول واطلاع بر علم أوائل ومزيد تحذلق وتفلسف ايشان است به خلاف قول ابن أبي الحديد كه از اين مزايا خالى است !
ششم : از روايت زمخشري هم ظاهر است كه : خلافت مآب بعد ذكر ضعف عبد الرحمن فرموده : واين امر صالح نمىشود براي آن مگر ليّن به غير ضعف وقوى به غير عنف ( 2 ) .
هامش
1 . قبلا از تهذيب غريب الحديث وغريب الحديث ابن سلام 3 / 331 - 335 گذشت .
2 . الفائق 3 / 168 .