تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
مىنمايند وآن را حجت ودليل مذهب خود مىسازند ، حال آنكه خودشان به نهى هر دو از متعة الحجّ التفات نمىكنند ، وبه سبب مزيد ظهور بطلان وفساد آن وزنى براي آن نمىدهند وآن را حجت نمىگيرند . ششم : آنكه از قول أو : ( وضربهما عليه ) ظاهر است كه عمر وعثمان هر دو بر ارتكاب متعة الحجّ مردم را مىزدند ، واين دليل واضح وبرهان ساطع است بر آنكه عمر وعثمان هر دو حج تمتّع را ناجايز وحرام مىدانستند كه مرتكبين آن را مىزدند . فساد آن وزنى براي آن نمىدهند وآن را حجت نمىگيرند . هفتم : آنكه قول أو : ( فإن قالوا : قد أباحها سعد بن أبي وقاص . . ) إلى آخر صريح است در آنكه : عمر وعثمان اباحه متعة الحجّ به معناى تمتّع نمىكردند . ومآل اضطرار فقهاى سنيّه آن است كه [ در ] اعتذار از مخالفت خود با ثاني وثالث ، تشبّت به اباحه سعد وغيره نمايند ، وآن مردود است به ايجاب ابن عباس وغيره فسخ حج را . بالجملة ; هيچ عاقلى تجويز نمىتواند كرد كه امرى كه به كتاب خدا وسنت حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ثابت باشد ، وأصحاب آن حضرت همراه آن حضرت به عمل آورده باشند ، وآن حضرت بر ترك آن غضبناك شده باشد ، وعايشه صديقه سنيّان ! بر تاركين آن دعا به دخول نار فرموده - كما سيجيء - ،