هدى نكرده ، بيان فرموده ; پس تمسك خلافت مآب بر منع احلال ، غير حلال باشد خواه اين تمسك به زعمشان به كتاب باشد خواه به سنت ; چه ظاهر است كه هر استدلال كه خلاف ارشاد جناب رسالتمآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) باشد ، خواه آن استدلال به زعم مستدل به كتاب باشد خواه به سنت ، بلا ريب باطل ومجون ( 1 ) وخرافه وجنون است !
ولله الحمد كه از اينجا مزيد انهماك خلافت مآب در باطل ونهايت وضوح وعلو حق ظاهر مىشود كه حكم أو واستدلال أو به مثابه [ اى ] باطل است كه خود ارشاد جناب رسالتمآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) جواب آن داده .
وابن حجر - كه از معتقدان خاص خلافت مآب است - ناچار از عظمت شأن خلافت مآب نيانديشيده ، اظهار حق نموده ، بطلان استدلالش ثابت . . . ( 2 ) ساخته !
ونيز از اين عبارت ظاهر است كه : منع خلافت مآب از احلال به عمره - يعنى حج تمتّع - بر سبيل تحريم وحظر وحتم وجزم بود ، نه بر سبيل تنزيه وترغيب وتحريص [ بر ] افراد ; زيرا كه ابن حجر عسقلانى مجرد ثبوت جواز احلال را موجب اختلال استدلال خليفه با كمال گردانيده ، وظاهر است
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( محبون ) آمده است .
مجون : بي باكى ، شوخى ، هزل ، بىپروا بودن از قول وفعل .
مراجعه شود به لغت نامه دهخدا .
2 . در [ الف ] به اندازه يك كلمه سفيد است .