ويقين است كه حضرت هارون [ ( عليه السلام ) ] قصد ( 1 ) غضب حضرت موسى [ ( عليه السلام ) ] نفرموده ; زيرا كه اغضاب نبىّ كفر است . . . إلى آخر ( 2 ) .
هر گاه اغضاب نبىّ - به اعتراف مخاطب با انصاف - كفر است ، در كفر اين أصحاب كه اغضاب جناب رسالت مآب - صلى الله عليه وآله الأطياب - نمودند ريبى نماند .
ونيز دعاى عايشه به دخول نار بر ايشان وتقرير جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اين دعا را ، بلكه تأييد آن [ به ] بيان ( 3 ) وجه غضب خود بر ايشان كافى است در اثبات شناعت حال ومآل ايشان ; پس اگر خلافت مآب در زمره اين أصحاب بود ، خود مطلوب بلاكلفت حاصل گرديد وظاهر شد كه : خلافت مآب در حيات آن حضرت اغضاب آن حضرت نموده ، كافر ومستحق دخول نار گرديده ، وحضرت عايشه دعا بر أو به دخول نار فرموده ، وجناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) هم تقرير آن فرموده ، بلكه تأييد آن نموده .
ودخول خليفه ثاني بلكه أول وثالث واتباع واشياعشان هم در جمله تاركين امر آن حضرت از روايت بخارى پر ظاهر است ; زيرا كه در “ صحيح “ أو مذكور است :
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( قصداً ) آمده است .
2 . تحفه اثناعشريه : 278 .
3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( ميان ) آمده است .