آن را عمره ؟ ! آن حضرت مكرراً امر به فسخ حج فرمود ‹ 1355 › وارشاد نمود كه : « ببينيد ( 1 ) آنچه امر مىكنم شما را به آن پس بكنيد » ، لكن صحابه - به سبب مزيد انهماك در مخالفت مورد لولاك ( 2 ) - از قبول اين امر ( 3 ) مؤكد سرتافتند ، وبه ردّ ارشاد واجب الانقياد سرور انبياى أمجاد - عليه وآله آلاف التحية إلى يوم التناد - پرداختند ، وأصلا حيا از خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نساختند تا آنكه آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) غضبناك شد ونزد عايشه تشريف فرما شد ، چون عايشه آن حضرت را غضبناك ديد وروى مبارك را متغير يافت ، عرض كرد كه : كدام كس به غضب آورده تو را ، به غضب آرد أو را خداى تعالى . آن حضرت به جواب عايشه فرمود : « چيست براي من كه غضب نكنم وحال آنكه من امر مىكنم به امرى پس أطاعت كرده نمىشوم » ، يعنى سبب غضب من ، مخالفت صحابه است مرا كه امر [ مرا ] مكرراً أطاعت نكردند ، وسر از امتثال آن پيچيدند ، پس ثابت شد كه صحابه در حال حيات سرور كائنات امر مكرر آن حضرت را به جوى نخريدند ، وبه سوراخ مخالفت ومعاندت آن حضرت خزيدند ، ومرتكب ردّ بر آن حضرت گرديدند ، واغضاب آن حضرت - كه به اعتراف مخاطب كفر است - به عمل آوردند ، ومستحق دعاى اغضاب ربّ الأرباب شدند !
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( ببيند ) آمده است .
2 . كذا ، وظاهراً : ( مخالفت امر خواجة لولاك ) يا عبارتى نظير آن بوده است .
3 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است .