وايراد ترمذى اين روايت را در ( باب ما جاء في الجمع بين الحجّ والعمرة ) نيز دليل صريح است بر آنكه مراد از تمتّع ، فسخ حج ( 1 ) نيست .
ومقابله كردن مرد شامي نهى خلافت مآب را به تجويز وتحليل سليل آن مقتداى جليل [ ! ] از ادلّ دليل بر اراده تحريم مقابل تحليل است .
وهمچنين عدم ردّ آن سلاله خلافت بر مقابله شامي ونگفتن اين معنا كه : ( چرا تو نهى پدر مرا مقابل ومعارض تحليل من مىگردانى ؟ ونمىدانى كه غرض أو نهى اولويت بود ) . دليل صريح است بر آنكه : غرض خلافت مآب تحريم بود .
وكيف لا كه تحريم تمتّع به اعتراف خود خلافت مآب ثابت [ است ] ، كما في رواية الطبري ( 2 ) ، پس چگونه فرزند ارجمندشان به مرام آن عالي مقام وانرسيده ، مثل مسوّلين ومأوّلين متأخرين ، تأويل الكلام بما لا يرضى قائله ، وتوجيه القول بما ليس هو قابله مىفرمود ، وخود را در كشمكش مؤاخذه وتفضيح مىانداخت ; لهذا ناچار آن سلالة الأطياب [ ! ] از اين تأويل ناصواب اعراض فرموده ، ومقابله شامي را تسليم كرد وردّ بر آن ننمود ، بلكه به قول خود : ( أمر أبي يتّبع أم أمر رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ) ؟ ! تأييد
و
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( حج نسخ ) آمده است .
2 . مراجعه شود به : تاريخ طبري 3 / 290 .