هم ( 1 ) بر خلاف حق و [ هم بر ] خلاف قول خودش در كتاب “ اختلاف حديث “ آغاز نهاده ، به مقام قبول جا نداده ، وزبان حقايق ترجمان به بيان ترجيح روايت قران به وجوه عديده ودلائل سديده گشاده تا آنكه در آخر كلام حتماً وجزماً قرانيت حج آن حضرت [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ثابت كرده واعتراف به رفع شك از آن نموده .
وابوزكرياى نووى نيز - كه خود مخاطب در “ رساله أصول حديث “ به نهايت مرتبه ( 2 ) مدح أو نموده كه أو را مع بعض ديگر از ساير علما ومحققين ومنقّدين وشرّاح موجّهين خود منتخب ساخته ، واعتراف كرده به آنكه ايشان خيلى معتمد عليه وسخن ايشان متين ومضبوط واقع است ، ونيز گفته كه : اگر كتب اين جماعت به دست آيد حاجت از تشويشات وتكلفات بارده متأخرين مرتفع گردد ( 3 ) - توجيهات ضعيفه وتأويلات سخيفه روايت حفصة را باطل نموده ، وجابجا اعتراف نموده به آنكه : حج آن حضرت قران بوده ، در “ منهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج “ گفته :
باب : بيان أن القارن لا يتحلّل إلاّ في وقت تحلّل الحاجّ المفرد ،
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( هم كه ) آمده است .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( نهايت مرتبه به ) آمده است .
3 . [ الف ] آخر فصل أول . ( 12 ) . [ تعريب العجالة النافعة ( رساله أصول حديث ) : 61 - 63 ] .