اما آنچه گفته : ودر تفسير اين اتمام مروى شده كه : إتمامهما أن تحرم لهما من دويرة أهلك .
پس استدلال به اين روايت بر تفضيل افراد از عجائب افراد ، وغرائب ظاهر الفساد ، ودليل كمال بُعد از تحقيق ورشاد ، وانهماك در تعصب وعناد است .
واعجباه ! كه مخاطب با آن همه افتخار وجلالت وتصدى صدارت ورياست نه بر حديث وتفسير اطلاعى دارد ونه از فقه خود خبري بر مىدارد ! وباز گردن كبر وغرور به مقابله أهل حق مىافرازد ! !
بالجملة ; بطلان اين هوس باطل به چند وجه ظاهر است :
بطلان استدلال بر تفضيل افراد به روايات : ( إتمامهما أن تحرم لهما من دويرة أهلك )
أول :
آنكه به غير اثبات اين روايت از طرق معتمده أهل حق ، لايق آن نيست كه به مقابله شان ذكر كرده شود ، واز افاده خودش در صدر كتاب واضح است كه الزاماتى كه عايد به شيعه شود ، مىبايد كه از كتب معتبره ايشان منقول باشد ، والزاماتى كه عايد بر أهل سنت مىشود ، بايد كه موافق روايات أهل سنت باشد والاّ هر يك را از طرفين تهمت تعصب وعناد لاحق است ، وبا يكديگر اعتماد ووثوق غير واقع ( 1 ) .
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 2 .