تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
چگونه ولى الله بر فتراك اينها تهمت نسبت افراد به آن حضرت مىبندد . نهم : آنكه بر تقدير تسليم قائل شدن ثاني وثالث به آنكه حج آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) افراد بود نه قران وتمتّع ، دليل واضح است بر آنكه ايشان را أصلا به حقيقت حج آن حضرت اطلاعى نبود ، وعجب كه چگونه با اين اختصاص وقرب ومزيد حضور خدمت سرا پا نور سرور عالم - على ما يذكره المخالفون - قول آن حضرت : « لو استقبلتُ من أمري ما استدبرتُ لما سقتُ الهدي » . [ را ] هم نشنيدند كه آن نص صريح است بر آنكه آن حضرت سياق هدى فرموده ، وظاهر است كه با سياق هدى افراديت حج امكان ندارد . وبالفرض اگر اين ارشاد مبارك [ را ] نشنيدند ، پس چگونه . . . ؟ ! ( 1 ) بالجملة ; از كلام ابن القيّم وديگر إفادات أئمة متبحرين به كمال وضوح وظهور ثابت مىشود كه حج آن حضرت حج افراد نبود ، پس اهتمام شاه ولى الله در اثبات افراديت حج آن حضرت - بر خلاف نقل خود اختلاف فاحش را ، ونسبت آن به ثاني وثالث ( 2 ) - در حقيقت موجب نهايت خجالت
هامش
1 . كذا ، عبارت ناتمام مانده است . 2 . يعنى خودش قبلا گفته : در اينكه حجّ آن حضرت كدام يك از أنواع سه گانه بود اختلاف فاحش وجود دارد - كما في قرة العينين : 212 - ولى اينجا اهتمام در اثبات افراد بودن حجّ آن حضرت دارد ، وأين مطلب را به عمر وعثمان نيز نسبت مىدهد .